سیر نزولی لژیونرهای ایرانی در این چند ساله امری کاملا مشهود بوده و نه تنها فوتبال ایران بازیکنانی را به خارج از کشور نمی فرستد بلکه بازیکنان حاضر در خارج از کشور نیز یک به یک از تیم های خود جدا و راهی تیم های داخلی می شوند، آندرانیک تیموریان آخرین لژیونری بود که سر از ایران در آورد و پس از چند سال حضور نه چندان موفق در لیگ برتر انگلستان سر از تراکتورسازی تبریز در آورد. مهدی مهدوی کیا یکی از لژیونرهای موفق ایرانی هم سال قبل بوندس لیگا را به مقصد استیل آذین ترک کرد. وحید هاشمیان که زمانی لقب هلی کوپتر بوخوم را در اختیار داشت فعلا در فصل جدید جایی برای فرود پیدا نکرده است! فریدون زندی، حامد کاویانپور، امیر شاپورزاده و .... از جمله بازیکنان ایرانی دیگری هستند که از تیم های اروپایی به تیم هایی داخلی دیپورت شده اند.

از اروپایی ها که بگذریم نوبت به بازیکنان شاغل در لیگ های حاشیه ی خلیج فارس بخصوص امارات می رسد که همانند همتایان اروپایی خود به یکباره سر از تیم های داخلی در آوردند، از برجسته ترین این بازیکنان می توان به ایمان مبعلی اشاره کرد که زمانی همه کاره تیم خود بود ولی امسال سر از استقلال تهران درآورد، مهرزاد معدنچی، علی سامره، مهدی رجب راده، مازیار زارع و... از جمله بازیکنان دیگراز این گروه بازیکنان هستند.

در مورد علت بازگشت ایرانیان حاضر در لیگ های حاشیه ی خلیج فارس می توان به قانون استفاده ی تیم های آسیایی از تنها 3 بازیکن خارجی اشاره کرد، زیراکه این تیم ها به جای استفاده از بازیکنان ایرانی ترجیح می دهند از بازیکنان اروپایی یا امریکای جنوبی استفاده کنند که به مراتب سطح بازی اشان از بازیکنان ایرانی بالاتر است و و به این صورت از سهمیه ی 3 بازیکن خارجی خود به بهرین نحو ممکن استفاده می کنند. این اتفاق باعث شده که بازار گرم ستارگان ایرانی در تیم های عربی کساد شود. شاید با این قانون دیگر علی کریمی الاهلی یا فرهاد مجیدی الوصل دیگر تکرار نشود.

بررسی علل عدم حضور فوتبالیست های ایرانی در اروپا شاید کار سختی نباشد، نزول شدید فوتبال ملی ایران در سطح جهانی که از سال 2006 شروع شده است آغازی است بر این معضل. اگر بخواهیم حضور ستارگان ایرانی را در اروپا به دو مقطع تقسیم کنیم، دوره ی اول بعد از جام جهانی 98 بود که فوتبال ایران را به جهانیان شناساند، کسب نتایج قابل توجه در این رقابت ها که توآم بود با درخشش ستارگانی نظیر علی دایی، مهدی مهدوی کیا و خداداد عزیزی باعث شد تا تیم های اروپایی این بازیکنان را با مبالغی مناسب جذب کنند. دوره ی دوم این حضور هم از سال 2006 شروع شد یعنی بازهم سالی که ایران در جام جهانی حضور داشت و در این دوره هم بازیکنانی نظیر جواد نکونام، مسعود شجاعی، آندو تیموریان و حسین کعبی مورد توجه تیم های اروپایی قرار گرفته و جذب این تیم ها شدند. هدفم از اشاره به این دوره ها این بود که جام جهانی به مانند ویترینی است که باریکنان را به نمایش گذاشته و شانس حضور آنان را در تیم های بزرگ فراهم می کنند که این شانس در این دوره از جام جهانی نصیب بازیکنان ایرانی نشد.

البته تنها عدم حضور در جام جهانی دلیل این اتفاق نیست و چه بسا بازیکنانی نظیر علی کریمی هم بودند که بازی های خوبشان توانستند حضور در تیم های بزرگ را تجربه کنند. مطمئناٌ افت شدید فوتبال ایران که از چند سال قبل با بروی کار آمدن روسای انتصابی آغاز شده است عامل مهمی است که این اتفاقات را بوجود آورده است. شاید دیپورت شدن و یا عدم ترانسفر بازیکنان به تیم های خارجی بهترین دلیل برای اثبات این ناکامی باشد زیرا که هر کشوری که در فوتبال به پیشرفت برسد بلافاصله بازیکنانش سر از تیم های بزرگ در می آورند همان طور که در سال 1998 که اوج فوتبال ایران بود این اتفاق افتاد و بازیکنان ایرانی بیشترین و بهترین دوران حضور خود را در تیم های خارجی سپری کردند.

در حال حاضر تنها دلخوشی ما درخشش دو ایرانی حاضر در تیم اوساسوناست با آرزوی موفقیت برای جواد ومسعود امیدوارم هرچه زودتر و با درخشش در جام ملتهای آسیا و همچنین صعود به جام جهانی فرصتی دوباره برای حضور ستارگان ایرانی در تیم های خارجی بوجود بیاید.