The Gunslinger’s Tragedy

در این قسمت شما وارد یکی از شهرهای مکزیک می شوید. سه غریبه که به زبان اسپانیولی صحبت می کنند به سمت شما می آیند. ظاهر بیگانه شما توجه آنها را جلب کرده است. پس از کمی صحبت متوجه می شوید که آن ها قصد گرفتن وسایل و پول های شما را دارند. اون ها چکمه های شما را می خواهند. در ابتدا با خشونت جواب آن ها را می دهید. سپس جان زانو می زند تا چکمه های خود را به آن ها بدهد. در همین لحظه سلاح خود را بیرون آورده و هر 3 مرد را می کشد. سپس یک فرد مسن به سمت شما می آید و برای کشتن همچین انسان هایی به شما تبریک می گوید. سپس کمی با او حرف می زنید و در نهایت شما اسم او را می پرسید. او در پاسخ می گوید که چه اهمیتی دارد و پس از آن اسم شما را میپرسد. جان نیز پاسخ می دهد که من هیچگاه اسمی نداشته ام. سپس به همراه او منطقه را جهت تیراندازی و تمرین در این بخش ترک می کنید. بعد از یک Loading کوتاه جان را در حال تیراندازی به شیشه ها مشروب مشاهده می کنید. در ادامه مکالمه جان با این شخص ناشناس او اسم خود را فاش می کند. نام او Landon Ricketts است. او یکی از مشهورترین و سریع ترین هفت تیرکش های این منطقه در زمان کودکی جان بوده است. او در این جا به آرامی زندگی می کند و با توجه به اشارات خود او منتظر یک چیز نامعلوم است که خود نیز نمی داند. سپس جان داستان خود را تا حدودی بازگو می کند و به برادر خود به صورت غیر مستقیم اشاره می کند. حال شما باید به کمک سلاح خود و قابلیت Dead Eye یک روش جدید را برای نابود کردن شیشه ها استفاده کنید. پس از استفاده از این روش جدید، به دنبال او رفته تا به تعدادی پرنده برسید. حال با همان روش گفته شده در ابتدا این پرنده ها را نیز نابود کنید و مسیر را به دنبال Landon تا رسیدن به ابتدای شهر ادامه دهید. حال یکی از ماموران بانک به بیرون آمده و خبر از یک دستبر را اعلام می کند و از آقای Ricketts کمک می خواهد. او به همراه شما سوار بر اسب ها شده و مسیر را تا رسیدن به گروه دزدها ادامه می دهد. در این زمان مشاهده می کنید که درشکه ران را گروگان گرفته اند و به عنوان سپر از او استفاده می کنند. برای آزادی او کافی است مسیر را به جلو ادامه دهید و با قابلیت جدیدی که آموخته اید به سمت سه دشمن مقابل خود تیراندازی کنید و آن ها را نابود کنید. حال باید این گاری حاوی پول ها را تا رسیدن به شهر محافظت کنید. در مسیر تنها یک گاری دیگر که در میان راه کمین کرده است و دو نفر را به همراه دارد مزاحم شما می شوند. در انتها به شهر رسیده و درشکه ران از آقای London جهت کمکی که کرده است تشکر می کند. این مرحله نیز به پایان می رسید. برای ورود به مرحله بعدی کافی است در داخل همین شهر دوباره به سراغ آقای Ricketts بروید تا این بخش به پایان برسد.
London Ricketts Rides Again
او را در کافه و به همراه دو مکزیکی پیدا می کنید. آن ها در حال نوشیدن هستند. او شخصی را به شما معرفی می کند که خاویر(دوست Bill برادر جان) را می شناسد. اما بعد از صحبت با او متوجه می شوید که جای او را نمی داند. سپس بعد از مشاجره ای که با او انجام می دهید از کافه خارج می شوید. در این جا می توانید دو انتخاب داشته باشید. یا به همراه او سوار بر قطار مسیر را ادامه دهید و یا به کمک اسب خود به El Matadero بروید. پس از سوار شدن در قطار و رفتن به داخل آن کافی است بر روی صندلی مشخص شده بنشینید. در این بخش می توانید صحنه های بازی را رد کرده و یا این که به نظاره تمامی آن ها بنشینید. در انتهای مسیر کافی است از قطار پیدا شوید و به سمت اسب هایی که مشاهده می کنید بروید. پس از سوار شدن بر آن ها مسیر را به همراه London ادامه دهید. کمی جلوتر از دروازه شهر نام برده شده عبور می کنید. در انتهای راه از اسب ها پیدا شوید و برای دیدن کارلوس داخل خانه بروید. شما به این جا آمده اید تا Luisa که یک معلم مهربان است را نجات دهید. حال قرار گذاشته می شود که کارلوس حواس نگهبان ها را پرت می کند و شما به داخل غار بروید. مسیر را به همراه یاران خود تا رسیدن به ورودی غار ادامه دهید. سپس پشت سنگ مشخص شده کاور بگیرید و به کارلوس مهلت انجام کار خود را بدهید. پس از دور کردن گاردهای جلو ورودی غار به همراه London وارد غار شوید. حال مسیر را به سرعت به همراه او ادامه دهید و تمامی نگهبانان را بکشید. در نهایت به در سلول رسیده و به کمک چند دینامیت آن را منفجر کنید و Luisa را از آن بیرون آورید. حال مسیر را باید به سمت خارج غار ادامه دهید. در طول راه دشمنان خود که حدود 6-7 نفر هستند را نابود کنید و جنازه های آن ها را بررسی کنید. پس از خروج از غار سوار بر اسب ها شوید و از اسب London که Luisa بر روی آن قرار دارد محافظت کنید. راه را رو به جلو ادامه دهید. تمامی دشمن هایی که در طول راه کمین کرده اند را نابود کنید. در انتها 3 نفر را با فاصله زمانی چند ثانیه ای نسب به گروه قبلی پیدا می کنید. آن ها را کشته تا به یک کمپ برسید. در آن جا منتظر کارلوس باشید تا به نزد شما بازگردد. پس از بازگشت او Luisa را بر پشت اسب او قرار دهید و قبل از آن در مورد خاویر از او سوال کنید. او می گوید که در زندان این اسم را از زبان آدم ها پلید شنیده است اما او را نمی شناسد. با این حرف می توان نتیجه گرفت که او در مکزیک است. در نهایت همه شما را ترک می کنند و این مرحله نیز به پایان می رسد. برای ورود به بخش بعدی بهتر است با شخصیت دیگری آشنا شویم تا تنوعی در بازی به وجود آید. بدین منظور به سمت حرف D واقع در Punta Orgullo بروید و با شخصی به نام De Santa ملاقات کنید.
Civilization, at Any Prize
پس از رسیدن به نزدیکی قلعه این شخص سه نفر مانع ورود شما به داخل می شوند. در طول مکالمه جان خود را معرفی می کند و خواهان دیدار بار رئیس آن ها می باشد. به مرد مکزیکی بر می خورد و فکر می کند که جان برای او ارزشی قائل نیست. او به کشور کوچیک و بیچاره آن ها آمده است و حالا به آن ها توهین نیز می کند. جان که کمی ترسیده است به عقب می رود و عذرخواهی می کند اما انگار آن ها قصد حمله دارند که ناگهان به شدت می خندند. آن ها در حال شوخی با جان بوده اند و می خواستند او را بترسانند. سپس رئیس آن ها شما را برای خوردن غذا و آشامیدن دعوت می کند. او خود را معرفی می کند. او یک کاپیتان مکزیکی است. سپس شروع به حرف زدن در مورد مشکلات کشور خود و مقاومت هایی که انجام داده است می کند. حال نوبت جان می شود. او هدف خود را از آمدن به مکزیک یافتن یک فرد خلاف کار اعلام می کند. همچنین همکار او خاویر را نیز به فرمانده معرفی می کند. سپس از فرمانده سوال می کنید که اطلاعاتی در مورد این شخص دارد یا نه. او به شما پاسخ می دهد که تمام خلاف کارها و قاتل ها مانند همدیگر هست و در جست و جوی آن ها هستیم. سپس شخصی به نام ری را معرفی می کند که خلافکاری معروف است. او به دنبال این شخص می باشد. یاران فرمانده برای او تله ای ترتیب داده اند و امشب وقت گرفتن او است. از شما در خواست همراهی می کند. پس از پذیرفتن به سمت گاری رفته و در سمت راست آن جهت تیراندازی مستقر شوید. حال مسیر را می توانید باز زدن کلید مشخص شده رد کرده و یا از دیدن مناظر لذت ببرید. در انتهای مسیر به کنار شهری که London در آن قرار دارد نزدیک می شوید. سپس از گاری پیدا شده و به سمت اسب مقابل خود بروید. حال به دنبال De Santa به سمت قطار بروید. به جلوی قطار رفته و از آن محافظت کنید. کار بسیار سختی را پیش رو دارید. آن ها از سمت چپ و راست به قطار حمله ور می شوند. بهترین روش برای نابودی آن ها و وارد شدن کمترین صدمه به قطار این است که کمی جلوتر از قطار حرکت کنید و دشمنان را نابود کنید. چند نقطه کلیدی وجود دارد که به آن ها اشاره می کنیم. زمانی که یک عمارت سفید را مقابل خود مشاهده می کنید به سمت راست قطار آمده و سه سوارکار که به سمت آن می آیند را کشته و به مسیر ادامه دهید. کمی جلوتر از داخل یک تونل کوتاه رد می شوید. از قطار جلوتر حرکت کنید زیرا دو طرف تونل توسط نیروهای ریو احاطه شده است. آن ها را قبل از رسیدن قطار به آن منطقه نابود کنید. حال کافی است مسیر را ادامه دهید و دو گروه دیگر از سوارکاران را نابود کنید. پس از رسیدن به ایستگاه واقع در شهری بعدی به سمت نقطه زرد رنگ و محل قرار خود با De Santa بروید. در کافه بروید و به جشن پیروزی مشغول شوید. حال صحنه ای را مشاهده می کنید که در آن نگهبانان قطار کشته شده و قطار توسط افراد ریو دزدیده می شود. فرمانده از این خبر خشمگین می شود و شما را مامور می کنید که قبل از عبور از پل قطار را متوقف کنید. برای این کار ابتدا به سمت اسب خود بروید. حال از پشت به قطار نزدیک شوید و 5-6 نفری را که مشاهده می کنید به راحتی با Rifle خود کشته و سمت جلوی قطار بروید. در کنار قطار دکمه مربع یا X را زده تا به داخل قطار بروید و قبل از عبور از پل آن را متوقف کنید. در این لحظه مرحله به پایان می رسد. برای ورود به بخش بعدی 3 انتخاب در پیش رو دارید. توصیه من به شما این است که به نزد Luisa که او را از غار نجات داده اید بروید و او را ملاقات کنید. محل او واقع در جنوب شرقی Chuparosa است که با حرف L در نقشه مشخص شده است. پس از رسیدن به خانه او وارد بخش بعدی می شوید.
My Sister’s Keeper

در ابتدای ورود جان به خانه، Luisa او را به پدر و مادرش معرفی می کند و آن ها بابت نجات جان او از شما تشکر می کنند. در ادامه Luisa توضیح می دهد که بار دیگر کشور در آستانه یک انقلاب و شورش بزرگ قرار گرفته است. رهبری آن به عهده ریو است. او کسی بود که قطار را از نزد جان و فرمانده دزدید. در ادامه Luisa از شما درخواست می کند که به سرعت خواهر کوچکش را که هنوز آمادگی مقابله با اینگونه مسائل را ندارد، به بندرگاه ببرید. همچنین او به همراه برادر و پدر و مادر خود به بالای تپه ها می روند. حال به سرعت به سمت گاری مشخص شده بروید و از سمت چپ سوار آن شوید. به این نکته دقت کنید که این مرحله یک مرحله زمانی است. پس سریع حرکت کنید. کمی جلوتر 3 نفر از ماموران دولت راه شما را مسدود می کنند. پس از آن به سمت شما تیراندازی می کنند. به سرعت در وضعیت Dead Eye رفته و هر سه نفر را نابود کنید. در ادامه مسیرهایی که توسط خواهر Luisa به شما گفته می شود را بروید. او در تمامی قسمت ها شما را از درگیری به دور می دارد و راه دیگری را پیش روی شما قرار می دهد. پس از گذشتن از کنار شهر آقای London کافی است کمی جلوتر بروید تا سه سوارکار به تعقیب شما آیند. هر سه نفر را نابود کنید. حال مسیر را ادامه دهید و از کنار ریل راه آهن نیز عبور کنید. کمی جلوتر یک گاری سد راه شما می شود. با کشتن هدایت کننده آن را رد کرده و به سمت بندرگاه مسیر را ادامه دهید. در انتها با رسیدن به آنجا خواهر Luisa از شما تشکر می کند و جدا می شود. سپس این مرحله نیز به پایان می رسد. برای وارد شدن به مرحله بعدی بازی کافی است به سمت حرف D واقع در نقشه و به سوی فرمانده بروید. پس از ورود به قصر او از پله ها بالا رفته تا وارد بخش بعدی شوید.
The Demon Drink
پس رسیدن به بالای پله ها متوجه می شوید که کلونلی که فرمانده از او تعریف می کرد در حال سرزنش کردن او به خاطر اشتباهی که مرتکب شده است. پس از چند ثانیه متوجه حضور شما می شوند و فرمانده می گوید که این همان شخصی است که به ما کمک کرده است تا ریو را شکست دهیم. سپس کلونل پس از امتحان کردن شما با چند سخن تند متوجه می شود که قصد خرابکاری ندارید و فقط برای هدف های شخصی خود که اجرای عدالت در مورد دو شخص مورد نظر است می باشید. در انتها او به شما قول می دهد که اگر به او کمک کنید مشکل شما را حل می کند. جان می گوید شما اول جای دشمنان من را بگویید و من در مرحله بعدی به شما کمک می کنم. کلونل به او گوش زد می کند که در شرایط مذاکره نیست و نمی تواند شرطی تعیین کند. سپس او را به همراه De Santa به منطقه مورد نظر میفرستد. حال به سوی اسب خود رفته و سوار بر آن مسیر را ادامه دهید. در طول مسیر در مورد قدرت و مردم آمریکا صحبت می کنید. سپس به نقطه ای می رسید که فرمانده به شما می گوید باید به سرعت مسیر را تا Tesoro Azul ادامه دهیم. حال کافی است با سریع ترین سرعت ممکنه مسیر را طی کنید. پس از رسیدن به آن جا متوجه می شوید که تعدادی از افراد فرمانده در بیرون شهر قرار دارند و هنوز زنده و سرحال هستند. پس قرار گرفتن در کنارهای در و روبروی دروازه جهت جست و جو برای یافتن یاغیان به داخل شهر وارد شوید. کشتن آن ها کار بسیار ساده ای است اما به علت زیاد بودن آن ها کمی وقت گیر است. پس از کشتن تمامی آن ها سربازان فرمانده به داخل خانه ها رفته و زن ها را به عنوان یک جایزه ویژه و هدیه به فرمانده و کلونل خود تقدیم می کنند. سپس به شما دستور داده می شود که با بطری های آتشین، خانه ها را به آتش بکشید. ابتدا از این کار سر باز می زنید اما به خاطر اینکه به کمک مکزیکی ها نیاز دارید مجبور به این کار می شوید. پس برداشتن بطری ها، به سمت سه خانه مشخص شده بروید و آن را به آتش بکشید. پس از این کار مرحله واقع در آن به پایان می رسد. برای ورود به بخشی بعدی پیشنهاد می شود که به سوی London بروید و با او صحبت کنید. پس از رسیدن به در مقابل کافه وارد آن شوید.
Lucky in Love
مرحله جذابی را پیش رو دارید. وارد کافه شوید تا London را در حال بردن رقبای خود در پوکر مشاهده کنید. او از شما دعوت به بازی می کند. شما نیز دعوت او را پذیرفته و پای میز بنشینید. در این لحظه برای ورود به بازی $100 از شما کم می شود. حال یک یا دو دست بازی را ادامه دهید(جهت اطلاع از نحوه بازی به بخش سرگرمی های همین مقاله مراجعه کنید) و پس از برنده شدن شما در یک دور از بازی، شخصی آلمانی به نام Muller به شما تهمت تقلب را میزند و می گوید که به کارت های او نگاه کرده اید. جان توضیح می دهد که این یک بازی دوستان هست و لازم نیست کسی صدمه ببیند اما گوش او به این حرف ها بدهکار نیست. در نهایت تصمیم بر آن می شود که در شهر دوئلی صورت گیرد و هر شخص یک جایگزین نیز برای خود انتخاب کند. جایگزین شما London و جایگزین Muller فردی مکزیکی به نام سانچز است. حال مسیر را با یار دوم خود ادامه دهید و به توضیحاتی در مورد دوئل گوش دهید. سپس به منطقه مشخص شده بروید. کار راحتی را نسبت به دوئل های بازی های وسترن دیگری در پیش رو دارید. ابتدا کافی است کلیدی که باعث بیرون آوردن تفنگ می شود را فشار دهید. سپس برای پر شدن یکی از نوارهایی که در سمت راست شما قرار دارد با زدن کلید RB و R1 قسمت هایی از بدن فرد مقابل را انتخاب کنید. سپس به سرعت شلیک کنید تا او را از پای درآورید. حال با آقای London به سمت کافه برگشته و به سلامتی او نوشیدنی را میل کنید. در همین حین ناگهان سانچز به سمت شما می آید و با یک گروگان خواهان کشتن شما است. مانند دوئل قبلی او را نیز از پای در آورید. سپس چهار نفر از دوستان او نیز به شما حمله ور می شوند که با نابودی آن ها این مرحله نیز به پایان می رسد. به علت کوتاه بودن این مرحله توصیه می کنم بار دیگر به نزد آقای Ricketts بروید و داستانی دیگر را با او تجربه کنید. برای این کار کافی است به داخل کافه رفته تا وارد بخش بعدی شوید.
The Mexican Wagon Train

پس از وارد شدن به کافه London را تنها در گوشه ای در حال نوشیدن مشاهده می کنید. او از جان دعوت به همراهی در نوشیدن می کند و او نیز قبول می کند. در حین نوشیدن صحبت هایی در مورد خاویر و Bill می شود. جان از گذشته خود می گوید و تمام نکات مهم داستان که از ابتدا با آن روبروی شده است را بازگو می کند. از تیر خوردن در ابتدای بازی تا صحبت هایی در مورد زن و فرزند خود همه و همه گفته می شود. در آخر به London می گویید که او را پیدا خواهم کرد و خواهم کشت. در این لحظه آقای Ricketts نصیحتی به جان می کند. او می گوید که من 25 سال در تعقیب و کشتن مردان بوده ام. اما حالا به من نگاه کن. چیزی دور من را جز تنهایی و انتظار فرا نگرفته است. در همین حین که در حال نوشیدن لیوانی دیگر نیز هستید؛ Luisa وارد می شود و از شما درخواست کمک می کند. او می گوید که عده ای را زندانی کرده اند و به مکانی دیگر برای قتل عام منتقل می کنند. در نهایت شما به همراه London کافه را جهت کمک به او ترک می کنید. سوار بر اسب خود شوید و مسیر را به دنبال دوست خود ادامه دهید. در طول راه کمی باهم مشاجره می کنید تا به گارها و گاردهای حامل زندانی ها نزدیک شوید. پس از دیدن آن ها هر دو گاری را با کشتن تمام افراد متوقف کنید. سپس به سمت گاری دومی که متوقف کرده اید بروید و سوار آن شوید. حال باید این گاری ها را به Amercia انتقال دهید. مسیر را تا رسیدن به دو پل ادامه دهید. قبل از عبور از پل دو سوارکار به سمت شما می آیند. آن ها را کشته و مسیر را با نابود کردن مابقی دشمنان تا اواسط پل دوم ادامه دهید. در این نقطه قایقی کوچک را در سمت چپ خود مشاهده می کنید که با ماشین گان به شما تیراندازی می کند. به آن تیراندازی کنید و فرد پشت آن را نابود کنید. سپس مسیر را تا رسیدن به نقطه زرد رنگ ادامه دهید. به نظر میرسد که فعلا قرار است با آقای Ricketts ملاقت دیگری را نداشته باشید زیرا پس از آزاد کردن زندانیان او به شما می گوید به نزد Luisa بروید؛ زیرا او ارتباطات زیادی در این سرزمین و اطراف آن دارد و به تو کمک می کند. در نهایت با آرزوی یافتن چیزی که به دنبال آن به اینجا آمده ای شما را ترک می کند و این مرحله را به پایان می رساند. برای ورود به بخش بعدی توصیه می کنم به حرف London گوش دهید و به نزد Luisa رفته و او را ملاقات کنید. مانند همیشه به سمت حرف L و در نزدیکی خانه او بروید تا وارد بخش بعدی شوید.
Must a Savior Die?
پس از رسیدن به ورودی خانه Luisa، او را تنها در جلوی خانه سوخته مشاهده می کنید. اتفاقات پیش آمده را از او جویا می شوید. او بیان می کند که با ریو(کسی که در ماموریت های De Santa در تعقیب او هستید) یک قرار ملاقات رمانتیک گذاشته بود و شب فوق العاده را سپری کردند. سپس افراد وابسته به فرمانده که وظیفه پاسداری از مکزیک را بر عهده دارن به آن ها حمله ور می شوند و ریو را دستگیر می کنند. او می گوید که قلب من شکسته است اما برای مکزیک نیز گریه می کنم. جان محل نگهداری ریو را می پرسد و Luisa به او می گوید که در زندانی در نزدیکی El Presidio قرار دارد و ناگهان از جا بر می خیزد و می خواهد که ریو را نجات دهد و یا در این راه بمیرد. جان به او می گوید که ایده خوبی نیست و بهتر است همراه او تا نزدیکی زندان آمده و بقیه کارها را به عهده او بگذارد. سپس او از جان تشکر می کند و به همراه یکدیگر سوار بر گاری می شوند. شما باید در کنار دست او برای تیراندازی بنشینید. حال می توانید مسیر را تا رسیدن به نزدیکی زندان رد کرده و یا از مناظر و مکالمات بازی استفاده کنید. پس از رسیدن به زندان از گاری پیدا شوید و مسیر را به سمت راست و بالا تپه ادامه دهید. از دیوار ریخته زندان بالا بروید و به بالای محوطه اصلی راه پیدا کنید. حال مسیر را تا موقعیت Snipe ادامه دهید. در این نقطه دو انتخاب در پیش رو خواهید داشت. یا استفاده از Snipe سمت چپ خود و یا استفاده از Dead Eye و کشتن تعداد زیادی از دشمنان. در مقابل خود و انتهای صفحه ریو را مشاهده خواهید کرد که در شرف اعدام قرار دارد. با استفاده از روش Dead Eye او به همراه 2 نفر که در سمت چپ او و کمی عقب تر قرار دارند را انتخاب کنید. سپس 3 نفری را که در روی بالکن مانندها مشاهده می کنید نیز انتخاب کرده و در نهایت تمامی آن ها را نابود کنید. برای کشتن بقیه افرادی که وارد محوطه می شوند می توانید از جعبه های قرمز رنگ TNT استفاده کنید و بقیه را هم با Snipe نابود کنید. حال کار راحتی را پیش رو خواهید داشت. از نردبان سمت چپ خود پایین رفته و مسیر را تا رسیدن به Reyes ادامه دهید. سپس به او می گویید که از طرف Luisa آمده اید و سپس به سمت اسبی می روید و به کمک آن Reyes را برداشته و از زندان فرار کنید. در خروجی زندان شخصی برای راهنمایی مسیر به شما ملحق می شود. او را دنبال کنید کمی جلوتر دو سوارکار به سمت شما می آیند. آن ها را حتما در همان ابتدای مسیر نابود کنید. حال مسیر را به همراه راهنما ادامه دهید و از 4 دشمن بعدی که در مقابل راه شما قرار دارند صرف نظر کرده و به سرعت به دنبال او بروید. در نهایت به Luisa می رسید و او از شما بابت این کار تشکر می کند. در نهایت Reyes نیز به شما قول می دهد که در رسیدن به هدف خود و پیدا کردن آن دو نفر شما را همراهی کند. پس از اتمام این مرحله تنها یک راه برای بخشی بعدی در پیش رو دارید و آن هم De Santa می باشد. پس به سمت مقر فرماندهی او و کلونل رفته و به نظاره بنشینید تا داستان بعدی برای شما نمایان شود. همچنین در طول مسیر تا رسیدن به منطقه مشخص شده می توانید از ماموریت های جانبی نیز لذت ببرید.
Empty Promises
جان در حال ورود به داخل قلعه است که ناگهان تعدادی سوار به همراه فرمانده از دروازه خارج می شوند. فرمانده خبر از یک خیانت را می دهد و به شما قول می دهد در صورت کمک به او در این ماموریت به دنبال شخص مورد نظر شما خواهد آمد. سوار بر اسب خود شده و به سمت خارج Escalera بروید تا مردان فرمانده را ملاقات کنید. مسیر را تا رسیدن به یک کاروان ادامه دهید. از اسب خود پیدا شوید و در کنار فرمانده بر روی گاری سوار شوید. حال می توانید مسیر را رد کرده و یا از دیدن مناظر لذت ببرید. پس از رسیدن به هدف فرمانده De Santa کافی است از خواب بیدار شوید و حواس خود را جمع نگاه دارید. ناگهان گاری مقابل شما منفجر می شود و مورد حمله قرار میگیرد. به سرعت افراد بالا تپه را نابود کنید. سپس از سمت راست شما تعدادی سوارکار می آیند. پس از کشتن آن ها مسیر را تا رسیدن به یک کمپ ادامه دهید. حال از گاری پیدا شوید و به دنبال فرمانده مسیر را ادامه دهید. حال متوجه می شوید که Sniperها در بالا تپه مقابل شما کمین کرده اند و به سوی شما تیراندازی می کنند. در مقابل آن ها کاور بگیرید. سپس تک تک به استفاده از Snipe خود آن ها را نابود کنید. پس از کشتن آن ها مسیر را به سمت چپ ادامه دهید و کارو بگیرید. در این زمان گروهی دیگر به شما حمله ور می شوند که در مقابل شما قرار دارند. آن ها را نابود کنید. حال مسیر را به سمت نقطه زرد رنگ بعدی واقع در دره ادامه دهید. سپس کافی است آن ها را نابود کنید و از دره بالا بروید. در این زمان به پشت خود برگشته تا گروهی دیگر از خیانتکاران را مشاهده کنید. مسیر را تا انتهای این تپه ادامه دهید و گروهی مشابه را نیز نابود کنید. حال باید ارتش را به خرابی بیشتر وادار کنید و روبه جلو هدایت کنید. حال به سربالایی دیگری واقع بر روی یک تپه میرسید. پس از کشتن تمامی افراد حاضر در آن جا کمی جلوتر به یک نبرد عظیم خواهید رسید. تعداد زیادی از مهاجمان روبروی شما قرار دارند. حال رو به جلو مسیر را ادامه دهید و تمامی آن ها را نابود کنید. در نهایت دو نفر از آن ها باقی می مانند و شما به قلعه آن ها که در بالا تپه واقع شده است می رسید. پس از گرفتن آن جا De Santa به شما می گوید که فردی به مهارت شما لیاقت زنی را دارد که با او باشد. جان به او می گوید که من به اطلاعت نیازمند هستم. در نهایت با او اتمام حجت می کنید که در صورتی که دفعه بعدی او را ببیند باید اطلاعاتی را داشته باشد که به درد او بخورد. فرمانده هم با خوشحال او را به نوشیدنی و بودن با زن ها دعوت می کند و هم چیز را به زمانی دیگر موکول می کند. حال این مرحله نیز به پایان می رسد. مانند مرحله قبلی شما تنها یک انتخاب پیش رو دارید و آن هم فرمانده است. پس به سوی او رفته تا اطلاعات جدیدی در مورد هدف خود از او کسب کنید.
Mexican Caesar

در ابتدای این بخش De Santa و یک شخص دیگر را در حال مجبور کردن دو زن به کاری که نمی خواهند به آن تن دهند مشاهده می کنید. در این لحظه جان وارد می شود و جویای اتفاقات حاضر می شود. فرمانده به او جواب می دهد که این کاری است که به تو مربوط نمی شود. در این زمان کلونل از پله ها پایین آمده و دو زن را در آغوش می گیرد و می گوید من عاشق وطن پرستان هستم. سپس به فرمانده می گوید که کار بعدی را به جان توضیح دهد زیرا با وجود آن دو زن وقت این کار را ندارد. فرمانده نحوه انجام این کار را برای شما توضیح می دهد. او می گوید که کلونل حاضر به استخدام شما برای محافظت از عبور قطار در داخل سرزمین آشوبگران که به فرماندهی Reyes جمع شده اند می باشد. او همچنین به تو pesos 20,000 به همراه اطلاعاتی از خاویر را پیشنهاد می کند. جان نیز پذیرفته راهی ماموریت می شود. به سمت گاری رفته و سوار آن شوید. مانند همیشه می توانید به دیدن مناظر بنشینید و یا این بخش را رد کنید. پس از رسیدن به نزدیکی محل مورد نظر منطقه را بسیار ساکت مشاهده می کنید که تا حدودی شک برانگیز است. کمی جلوتر گروه های اسب سوار به سمت شما حمله ور می شوند. پس از نابودی دو گروه از آن ها به نظاره مسیر نشسته تا به مقصد تایین شده برسید. پس از ادامه دادن کمی از مسیر در یک راه نسبتا تنگ قرار می گیرید. در این لحظه 3 نفر دیگر به شما حمله ور می شوند که با کشتن آن ها می توانید مسیر را ادامه دهید. پس از رسیدن به شهر تعیین شده به سمت قطار بروید. حال می توانید به پشت Gatling Gun بروید و از آن برای کشتن دشمنان استفاده کنید. کمی پس از راه افتادن قطار گروهی به شما حمله ور می شوند. آن ها را با استفاده از سلاح مرگبار خود نابود کنید. روند کلی کار تا انتها به یک صورت است و باید به کمک نقشه دایره های قرمز رنگ را نابود کنید. برای کشتن افراد می توانید اسب های آن ها را با تیر بزنید. در مجموع قسمت های کلیدی این بخش را توضیح می دهیم. در ادامه مسیر زمانی فرا می رسد که شما به یک شهر می رسید. در این جا به سمت ایستگاه قطار دقت کنید زیرا تعداد زیادی از دشمنان را در آن جا مشاهده خواهید کرد. پس از عبور از این بخش سیل عظیمی از دشمنان به سمت انتهای قطار آمده و با نزدیک کردن اسب های خود بر روی آن پریده و به شما از روی قطار تیراندازی می کنند. آن ها را به سرعت نابود کنید. زیرا اگر تاخیری به خرج دهید بقیه مهاجمان به سمت جلوی قطار رفته و به موتور آسیب می رسانند. سعی کنید تعادل را برقرار کنید. پس از نابود کردن آن ها مسیر را تا رسیدن به کمپ نظامی بدون هیچ گونه درگیری ادامه دهید. حال از قطار پیدا شوید تا از شما بابت حفاظت از قطار تشکر شود و این مرحله نیز به پایان برسد. برای ورود به بخش بعدی نیز باید به نزد De Santa بروید تا بلکه این بار خبری ای خاویر به شما داده شود.
Cowards Die Many Times
پس از ورود به محوطه قلعه کلونل، فرمانده با خبرهای خوشی به سمت شما می آید. او به شما می گوید که کلونل شخصا خواهان دیدار با شما شده است. سپس به همراه او به نزد کلونل می روید. او مشغول عیش و نوش با یک زن است که پس از ورود شما او از محل ملاقات خارج می شود. کلونل به شما خوش آمد می گوید و برای شما خبرهای فوق العاده ای دارد. او می گوید که مردی که به دنبال او هستی در شهری به نام Chuparosa دستگیر شده است و از شما می خواهد که به همراه De Santa به آن جا بروید و سوالات خود را از او بپرسید و چیزی را که خواهان آن هستید به دست آورید. در ادامه کلونل می گوید که این هدیه ای از طرف من به تو است بابت تمامی کمک هایی که به من و برای کشورم انجام داده اید. حال او De Santa را برای همراهی با شما می فرستد و خود به داخل و به دنبال زنی که رفته است می رود. گاری در کنار در آماده شده است. با فرمانده به سمت آن رفته و سوار بر آن شوید. مانند همیشه می توانید عمل کنید. یا در گاری بخوابید و زمان رسیدن به مقصد فرمانده شما را بیدار کند و یا به مناظر بازی توجه کنید و با فرمانده به صحبت بپردازید. در انتها با رسیدن به دروازه شهر به همراه فرمانده از گاری پیدا شوید و به داخل شهر وارد شوید. فرمانده به شما می گوید که آن ها را در کلیسا قرار داده اند. آن ها مسلح نیستند و کلیسا بهترین مکان برای اجرای عدالت و یافتن حقیقت ها است. در مجموع قضیه خیلی مشکوک است. به سمت آن جا بروید و داخل شوید. پس از آن محل نیایش رو مشاهده کنید. کسی را پیدا نمی کنید. فرمانده از تمام خدمات شما تشکر می کند و اینجا مشخص می شود که به شما از پشت خنجر زده شده است. آن ها شما رو بیهوش می کنند و به خارج کلیسا می برند. در این زمان آن ها می خواهد شما را بکشند و به عنوان یک خیانت کار به مکزیک از شما یاد کنند که ناگهان Reyes ظاهر می شود و با زدن چند تیر باعث سردرگم شدن فرمانده و همراهانش می شود. حال شما باید به سرعت به سمت او بروید و خود را فراری دهید. همراهان Reyes شما را پوشش می دهند. به پشت ساختمان رفته و از پله ها بالا بروید تا ناجی خود را مشاهده کنید. پس از باز کردن دست های خود به دنبال او پایین بروید از داخل صندوقچه مشخص شده سلاح های خود را باز پس بگیرید. در این زمان وقت انتقام فرا رسیده است. ابتدا افرادی که در طبقه پایین و محوطه قرار دارند را نابود کنید. سپس به به داخل خانه مقابل خود وارد شوید. از پله ها بالا بروید و سه سرباز مکزیکی دیگر را نیز از پای در آورید. حال مسیر را از سمت چپ بالکن ادامه دهید به سمت در دست راست خود بروید و در آن جا فرمانده چاقی که در قطار نیز همراه شما بود را بکشید. پس از این کار Reyes برای مردم خود سخنرانی می کند و از آزادی سخن می گوید. در نهایت این مرحله به پایان می رسد و خیانت دولت مکزیک برای شما مشخص می شود. برای ورود به بخش بعدی به نزد Luisa که در منطقه ای جدید قرار دارد بروید و او را ملاقات کنید.
Father Abraham

شما برای استراحت از اسب خود پیدا می شوید که ناگهان دو نفر با سلاح به سمت شما می آیند. آن دو سلاح و چاقو شما را گرفته و به جلو هدایت می کنند. سپس به نزد رئیس آن ها یعنی Luisa می رسد و بابت خوش آمدگویی گرم از او تشکر می کنید. او نیز از شما عذرخواهی می کند و در جواب می گوید که چاره ای جز این کار ندارد زیرا این سرزمین خطرناک شده است. او می گوید که پدرش را دیروز کشته اند و قلب او را از جا کنده و به عنوان غذا به سگ هایشان داده اند. در ادامه توضیح می دهد که شرافت و پاکدامنی دو دختر جوان را از آن ها گرفته اند. جان نیز به او ابراز ناراحتی و تاسف می کند. در ادامه او از شما کمک می خواهد اما شما به او می گویید که مشکلات خود را دارید. Luisa برای راضی کردن شما حرف های زیادی می زند و در آخر می گوید که من پدرم را از دست داده ام، مادرم در آمریکا هست و خواهرم دختری جوان ناپخته است. در نهایت جان راضی به کمک می شود تا به آن ها حمله ور شود. سوار بر گاری شده و مسیر را به همراه Luisa تا رسیدن به محل حمله ادامه دهید. حال او از شما می خواهد که به مردان کنار جاده محل قرار دادن دینامیت ها را نشان دهید. سعی کنید دینامیت ها در سایه زیر پل و سمت چپ آن کار بگذارید. پس از کار گذاشتن هر 5 محموله به بالای تپه و پشت دستگاه انفجار بروید. تنها کاری که لازم است انجام دهید منتظر ماندن برای رسیدن کاروان می باشد. در لحظه ای که اکثر آن ها روی محموله ها قرار گرفتند تمامی آن ها را به صورت جداگانه منفجر کنید. دقت کنید که هدف اصلی شما گاری ها هستند و آن ها را باید منفجر کنید. در صورتی که گاری دوم را نتوانستید منفجر کنید به سرعت به سمت پایین آمده و در زمان عبور درشکه ران را با تیر از پای در آورید. پس از کشته شدن همه Luisa از شما تشکر می کند و سپس این مرحله نیز به پایان می رسد. برای ادامه راه بهتر است به سوی Reyes بروید. او در شمال شهر Las Hermanas قرار دارد و با حرف R به نمایش در آمده است. به پیش او بروید تا داستان جدید را تجربه کنید.
The Great Mexican Train Robbery
پس از ورود به اردوگاه Reyes متوجه می شود که همه به شکل خاصی به شما نگاه می کنند. دلیل این امر آمریکایی بودن شما است. حال Reyes را پیدا کنید و با او حرف بزنید. پس از خوش آمدگویی به شما سخنرانی دیگری برای مردمش می کند و سپس به شما می گوید که انرژی آن ها به گونه ای است که مرا تغذیه می کند. من به آن ها می دهم و آن ها نیز به من می دهند. حال او از یک دزدی سخن می گوید. پس از آن به سمت اسب ها رفته و سوار بر آن به دنبال او مسیر را ادامه دهید. در طول مسیر Reyes به شما می گوید که بیشتر از خود و دو دوستی که به دنبال قتل آن ها به اینجا آمده اید سخن بگویید. جان نیز می گوید اوضاع از مدت ها پیش فرق کرده است و آن ها دیگر دوست من نیستند. در ادامه جان می گوید که محل اختفا آن ها را پیدا کرده ای؟ و Reyes در پاسخ می گوید که بهترین افرادم رو برای این کار قرار داده ام. تنها کمی به من زمان بده تا آن ها را پیدا کنم. در ادامه کمی در مورد گذشته جان صحبت می کنند. او نیز مانند Reyes از آدم های ثروتمند و بانک های دولتی سرقت می کرده و به مردمی که احتیاج داشته اند میداده است. اما اوضاع با دوستانش تغییر کرد و آن ها همه چیز را فراموش کردند. حال مسیر را تا رسیدن به نزدیکی قطار و شهر ادامه دهید. او به شما می گوید که تجهیزاتی نظامی در این قطار قرار دارد و به همین علت برای ما مهم است. پس از ورود به شهر او به شما چاقوهای پرتابی را می دهد و می گوید که آن ها را باید قافلگیر کنیم. برای این منظور پس از رفتن Reyes به جلو رفته و کنار ورودی اول کاور بگیرید. سرباز مقابل خود را نابود کنید. سپس به سمت راست ساختمان بروید و دو نفر دیگری که بر روی قطار مشاهده می کند را نابود کنید. حال کمی جلوتر آمده و آخرین نفری که در مقابل شما قرار دارد را کشته و وارد قطار شوید. حال باید دو گارد دیگر را از پای درآورید. ابتدا شخصی که در پشت بام مقابل شما قرار دارد را نابود کنید. سپس به سمت ابتدای قطار رفته تا شخص بعدی را مشاهده و از بین ببرید. حال باید واگن های عقبی را با استفاده از اهرم جدا کنید. حال به سمت جلو رفته و فردی که پشت ماشین گان قرار دارد را کشته و جای او را بگیرید. پس از این کار به سمت اردوگاه سربازان تیراندازی کنید و هر شخصی که از سمت راست نیز اضافه می شود نابود کنید. این کار را تا زمانی که کسی به محوطه وارد نشود ادامه دهید. سپس مسیر را به جلوی قطار ادامه داده و افرادی را که در سر راه خود مشاهده می کنید نابود کنید. حال به قسمت کنترل قطار رفته و با کشیدن اهرم مورد نظر آن را به حرکت در آورید تا به نزد Reyes و دوستانش برسید. آن ها از شما تشکر می کنند و دینامیتی را به شما می دهند تا در ورود به محوظه آهنی را منفجر کنید. به بالا قطار رفته و دینامیت را کار بگذارید. سپس به سرعت از آن جا دور شوید. حال دوباره به محل انفجار رفته و برای باز کردن در گاو صندوق اقدام کنید. آنالوگ خود را به سمت راست بچرخانید تا عدد اول را پیدا کنید این عدد نزدیک 40 است و وقتی قفل شروع به لرزیدن کرد یعنی پیدا شده است. برای دومین عدد باید آنالوگ را تا رسیدن به عدد 25 به سمت چپ بچرخانید. برای پیدا کردن آخرین عدد نیز آنالوگ را به راست بچرخانید و پس از رسیدن به عدد 45 در گاو صندوق را باز کنید. از داخل آن $200 پول و یک نامه و یک سلاح جدید را بردارید. سپس به نزد Reyes باز گردید و او از شما بار دیگر تشکر می کند و می گوید جاسوس های او به زودی خبرهای خوشی را به من میرسانند. در این لحظه مرحله به اتمام می رسد و شما تنها Luisa را برای ادامه بازی در پیش رو دارید. پس به نزد او رفته و داستانی جالب را تجربه کنید.
Capitan De Santa’s Downfall
پس از رسیدن به کمپ، او و همراهانش را مشاهده می کنید که در حال آماده سازی هستند. او از دیدن شما خوشحال می شود و جان را به همراه بقیه افرادش برای مقابله با فرمانده می فرستد. خود او در کمپ می ماند تا از آن جا محافظت کند. حال به همراه یاران او سوار بر اسب شده و مسیر را تا رسیدن به Sepulcro ادامه دهید. پس از رسیدن به آن جا متوجه می شوید که در داخل قبرستان De Santa و سربازانش شخصی را به قتل رسانند. به سرعت وارد شوید و تمامی سربازان را به جز او کشته و سپس به تعقیب او بروید. با سوت زدن اسب خود را فرا بخوانید و او را دنبال کرده تا با طناب به چنگ آورید. سپس او را کشیده و به ورودی قبرستان برگردانید. پس از کتک زدن او و حرف کشیدن از او زمانی فرا می رسد که باید انتخاب کنید. او را زنده می گذارید یا به خاطر خیانتی که به شما کرده است می کشید. تصمیم این کار با شما است. پس از انجام کار مورد نظر خود سوار بر اسب مسیر را تا رسیدن به نقطه مورد نظر بعدی ادامه دهید. در طول مسیر کمی در مورد گذشته خود و ارتباط آن با خاویر سخن می گویید. پس از رسیدن به شهر در کنار ورودی آن کاور بگیرید و او را صدا کنید. به داخل بروید تا گروهی از سربازان به سمت شما حمله ور شوند. تمامی آن ها را نابود کنید. حال به سمت زنی رفت و محل خاویر را از او جویا شوید. او می گوید که ماه ها است به این جا نیامده و سپس شما را یک احمق خطاب می کند و از آن جا می رود. در این لحظه این مرحله به پایان می رسد. برای ادامه راه به سمت Reyes بروید و ببینید او برای شما چه چیزی خواهد داشت.
The Gates of El Presidio

پس از ورود شما به منطقه مشخص شده، آن جا را خیلی ساکت و خالی پیدا می کنید. همه چیز مشکوک است تا زمانی که وارد خانه می شوید و Reyes را در حال خیانت به Luisa مشاهده می کنید. زنی که Reyes با او هست از آن جا خارج می شود. در طول مکالماتی که همه آن ها را نمی شود بازگو کرد جان به او می گوید که Luisa فکر می کند که همسر تو است و Reyes با خنده ای جواب او را می دهد و می گوید که من قراره رئیس جمهور بعدی مکزیک شوم و بعد زن من او باشد؟ در پایان نیز از آن جا جهت انجام ماموریت دیگری خارج می شوید. سوار بر گاری شده و مانند همیشه یا مسیر را رد کرده و یا به مکالمه با او بپردازید. پس از رسیدن به مقصد مورد نظر او به شما می گوید که باید این گاری که حاوی TNT است را تا دروازه اصلی این قلعه ببرید و با نزدیک شدن به دروازه از آن خارج شوید تا شاهد انفجار دروازه و حمله نیروهای ما باشید. این کار را انجام دهید. حال او به شما می گوید که به دنبال خاویر بروید و ارتش را به عهده من و یاران قرار بده. حال شما باید به محل هایی که با علامت سوال مشخص شده است بروید. برای پیدا کردن او 3 قسمت را پیش رو دارید. از پله های سمت چپ خود بالا بروید. در برجی که کنار خود مشاهده می کنید رفته و مسیر را تا انتها ادامه دهید. حال متوجه می شوید که او این جا نیست. از برج پایین آمده و به سمت علامت سوال بعدی که در یک خانه است بروید. به طبقه دوم خانه رفته تا متوجه می شوید که او در داخل اتاق بالایی این خانه پنهان شده است. با او صحبت کنید. او می گوید که ما باهم از یک خانواده بودیم و تو من رو نمیکشی. صحبت ها ادامه پیدا می کند تا زمانی که او به شما نزدیک می شود و بالاخره فرار می کند و از آن جا می رود. به سرعت از پنجره به داخل محوطه پریده و از دروازه دیگری که در قلعه وجود دارد خارج شوید. اسبی که مقابل شما قرار دارد را سوار شوید و به دنبال خاویر بروید. او را دستگیر کنید. برای این کار می توانید با چاقو به اسب او ضربه زده و او را متوقف کنید و یا با استفاده از قرص های مربوط به اسب، حیوان خود را مقاوم کنید و به دنبال او رفته و از روی اسب با طناب به پایین بکشید. حال او را بر روی اسب خود قرار دهید و به قلعه باز گردید. در این زمان او را به زندان برده و در اون جا حبس کنید. حال Reyes سراسیمه به سوی شما می آید و می گوید ارتش نیروهای پشتیبانی فرستاده است. شما و او باید بار دیگر از برج بالا رفته و از سلاح محبوب خود علیه آن ها استفاده کنید. پس از نابودی تمامی آن ها بار دیگر به زندان برگشته تا خاویر را ببینید. او را از این جا منتقل کنید. پس از یک Loading کوتاه دو ماموری که در ابتدای بازی مشاهده کردید را بار دیگر می بینید. خاویر را به آن ها تحویل دهید. در انتها آن ها هیچ یک از اشتباهات شما را پاک نمی کنند و می گویند Bill را باید پیدا کنی و در نهایت یکی از ماموران پست فطرت به شما می گوید که زن شما سلام رساند. پس از اتمام این مرحله دو امتیاز Sons of Mexico و Spurred to Victory را دریافت خواهید کرد. حال برای ورود به بخش بعدی بار دیگر به نزد Reyes بروید.
An Appointed Time
پس از رسیدن به شهر، آن جا را در آشوب می بینید. تمامی افراد Reyes درگیر با سربازان دولت کار را ادامه می دهند. از قلعه اصلی که کلونل در آن حضور دارد سربازانی برای پشتیبانی به بیرون می آیند. شما به داخل محوطه قلعه رفته و Reyes را دستگیر شده و در مقابل دو سرباز و یک فرمانده مشاهده می کنید. شما به آن ها پیشنهاد می کنید که Reyes را رها کنند وگرنه اتفاق بدی پیش خواهد آمد. آن ها قبول نمی کنند و می خواهند که به شما تیراندازی کنند. ناگهان از سمت مقابل Luisa وارد می شود و با یک چاقو به سمت آن ها حمله ور می شود. او هدف تیرهای آن ها قرار می گیرد. جان خشمگین شده و دو سرباز را با تیر می زند و فرمانده آن ها را به دوئل دعوت می کند. او نیز می گوید ما مثل یک مرد می جنگیم نه مانند سگ ها. در این زمان او را در دوئل شکست دهید. پس از این کار Reyes را آزاد کنید تا شخصی به نزد شما آید و خواهان آزادی زندانیان شود. مسیر را تا نزدیکی زندان به تنهایی ادامه دهید. پس از رسیدن به محوطه زندان سه گارد به مقابل شما می آیند. هر سه آن ها را نابود کنید و سپس با تیراندازی به درهای زندان، زندانیان را آزاد کنید. حال زمان پیوستن به Reyes است. به سوی او بروید. شما باید سربازان را وادار به عقب نشینی کنید. مسیر را تا رسیدن به ورودی قلعه اصلی ادامه دهید. شخصی که پشت ماشین گان قرار دارد را کشته و خود جای او را بگیرید. سپس رو به دروازه بچرخید و آماده تیراندازی باشید. پس از کار گذاشتن TNT توسط افراد او، به مواد منفجره تیراندازی کنید تا دروازه منفجر شود. حال دو گروه می خواهند که از دروازه خارج شوند و به شما تیراندازی کنند. همه آن ها را نابود کنید. سپس به داخل محوطه قلعه رفته و مابقی افراد را از بین ببرید. از پله ها بالا بروید و بار دیگر به Reyes بپیوندید. آن ها می خواهند با تبر در ورودی منزل را باز کنند. در همین حین نیروهای کمکی دیگری برای یاری رساندن به کلونل حاضر می شوند. به سمت ماشین گان برگشته و تمامی آن ها را بار دیگر نابود کنید. پس از کشتن آن ها به ورودی در بازگردید. در این لحظه مشاهده می کنید که کلونل و برادر شما Bill در حال فرار است. به سرعت از خانه خارج شوید و سه نفری که در محوطه پشتی قلعه حاضر هستند را نابود کنید. حال سوار اسب های خود شوید و گاری را تعقیب کنید. ابتدا سه سوارکار که در حال محافظت از گاری هستند را کشته و سپس سراغ فرد پشت ماشین گان بروید. پس از کشتن تمام آن ها نوبت به برادر شما و کلونل می رسد. ابتدا افرادی که گاری را هدایت می کنند را نابود کنید تا باعث توقف گاری شوید. سپس کلونل و برادر شما از گاری پیدا می شوند. کلونل برادر شما را تحویل می دهد و خواهان داشتن زندگی دوباره است. او را کشته و برادر شما نیز طلب بخشش می کند. در این هنگام به سمت شما اسلحه کشیده و بار دیگر Reyes جان شما را نجات می دهد و به او تیراندازی می کند. حال او خوشحال از این که به کمک شما مکزیک را به دست آورده است و مردم خود را آزاد و رها مشاهده می کند. به او یادآوری می کنید که افرادی مثل Luisa جان خود را در این راه فدا کرده اند. در هر صورت ماموریت شما در این جا تمام شده است و برادر خود و خاویر را به زانو در آوردید. پس از اتمام این مرحله شما امتیاز No More Fancy Words را دریافت خواهید کرد. حال باید به سمت مامورانی که شما را آزاد کرده اند بروید. آن ها در Blackwater قرار دارند و در نقشه با حرف G به نمایش درآمده اند.

Dutch Chasing Missions

Bear One Another’s Burdens

پس از وارد شدن به ساختمان مشخص شده از دفتردار مقابل خود جای ادگار را می پرسید. او پس از کمی تاخیر به شما می گوید که به بالا پله ها دست راست بروید تا او را پیدا کنید. پس از دیدن او و خوش آمدگویی به شما از نحوه سفر شما می پرسد. جان خواستار دیدن زن و پسرش است اما آن ها از شما انجام یک ماموریت دیگر را می خواهند تا بعد از آن به شما اجازه دیدن آن ها و زندگی کردن را بدهند. پس از بحث و جدلی که صورت می گیرید جان موافقت می کند که به آن ها کمک کند. بعد از پایین رفتن از پله ها شما Nigel را مشاهده می کنید که بالاخره دستگیر شده است. از ماموران کنار خود خواهش می کنید که دستور آزادی او را بدهند زیرا او یک قهرمان است و به جان در پیدا کردن Bill کمک کرده است. حال به سمت ماشین مقابل ساختمان رفته و سوار آن شوید و مسیر را تا رسیدن به Serendipity ادامه دهید. پس از رسیدن به منطقه مورد نظر از ماشین پیاده شوید و مسیر را به همراه مامور Fordham ادامه دهید. پس از رسیدن به اسکله و نزدیک شدن به کشتی که در آن جا قرار دارد صدای فریادی را می شنوید. به داخل کشتی رفته و آن جا را جست و جو کنید. به بالاترین قسمت کشی بروید تا سرخ پوستی که به ماموران کمک کرده است را مشاهده کنید. او می گوید که این یک تله است و باید فرار کنیم. مامور به شما دستور می دهد که او را بلند کرده و بر روی دوش خود قرار دهید. در این زمان دشمنان به سوی شما حمله ور می شوند. مسیر که آمده اید را باید بازگردید و تا انتها ادامه دهید تا به ماشین برسید. در طول راه روش خاص یا راه خاصی وجود ندارد. تنها کافی است مسیر را رو به جلو ادامه دهید. پس از رسیدن به ماشین سرخ پوست را داخل آن قرار دهید و مسیر را با ماشین به سمت شهر پیش ببرید. در میانه راه ماشین خراب می شود و دشمنان به شما حمله ور می شوند. آن ها از پشت ماشین به سمت شما نزدیک می شوند. ابتدا سوارکاران را بزنید و سپس افراد پیاده را نابود کنید. در نهایت بار دیگر سوار ماشین شوید و مسیر را تا رسیدن به Blackwater ادامه دهید. پس از رسیدن به شهر به سمت مطب دکتر Mac Dougel رفته و فرد زخمی شده را به او تحویل دهید تا این مرحله به اتمام برسد. در این زمان مرحله به اتمام می رسد و برای پایان یافتن این بخش به سمت دفتر مامور Ross بروید تا داستانی دیگر را تجربه کنید.
Great Man Are Not Always Wise
پس از وارد شدن به دفتر این دو مامور آن ها خبر می دهند که سرخ پوست به حرف آمده است و در مورد Dutch سخن گفته است. از در کناری خود به همراه آن ها خارج شوید. حال از نردبان مقابل خود بالا بروید تا در مقابل در بانک قرار بگیرید و یک دید خوب از پشت بام ساختمان اداره پلیس داشته باشید. Agent Ross به همه گوش زد می کند که به هیچ وجه بدون دستور و علامت او شروع به تیراندازی نکنند. در ادامه اسب هایی که مردان Dutch برای فرار تهیه کردن را مشاهده می کنید. سپس با تفنگ خود بر روی در بانک Zoom کنید. گروگانی را مشاهده می کنید که از آن خارج می شود و سپس توسط مهاجمان به قتل می رسد. حال وقت تیراندازی است. به سرعت آن ها را نابود کنید. محل خروج همه آن ها از در ورودی بانک است زیرا راه دیگری برای خروج وجود ندارد. آن ها را کشته و افرادی که در پنجره های طبقه اول قرار دارند را نابود کنید. سپس تعدادی از آن ها قصد فرار از چپ و راست را دارند به کمک همراهان خود تمامی آن ها را نابود کنید. حال به شما دستور داده می شود که به داخل بانک بروید به همراه 2 مامور دیگر مسیر را تا آن جا طی کنید. سپس به قفل در شلیک کنید تا باز شود. به داخل بانک رفته و چهار نفری که مشاهده می کنید را از میان بردارید. در اتاق مجاور شخصی را به همراه دو گروگان مشاهده می کنید. به سرعت به سمت او رفته و با قابلیت Dead Eye او را کشته و مانع قربانی کردن شخص بیگناه دیگری شوید. حال برای یافتن Dutch به طبقه بالا رفته و آن جا را جست و جو کنید. پس از رسیدن به طبقه بالا ابتدا سه نفری که در مقابل خود مشاهده می کنید را از میان بردارید. پس از این کار وارد اتاق شوید تا Dutch و همراهش را در کنار 2 گروگان دیگر مشاهده کنید. او از دیدن شما ابراز خوشحالی می کند. سپس با حرف زدن در مورد زن و پسر شما خود را به در نزدیک می کند. او می گوید که حالا تو رئیس هستی و جان در جواب می گوید از زمانی که من را ول کردی تا بمیرم، من رئیس خود شده ام. حال او زنی که گروگان گرفته است را به سمت شما هل می دهد و در میان راه به او تیراندازی می کند. با کشتن او پا به فرار می گذارد. به سرعت به همراه کلانتر و شخص همراه او مسیر را به بیرون بانک ادامه دهید. حال برای اسب خود سوت زده و با آمدن او مسیر را برای رسیدن به Dutch ادامه دهید. حال مسیر را به همراه تمام افرادی که به خون Dutch تشنه هستند ادامه دهید. در طول مسیر یک ماشین که به آتش کشیده شده است را مشاهده می کنید. پس از آن مسیر را به سمت جنگل ادامه دهید. در میانه راه به شما حمله می شود. به سرعت از اسب خود پیاده شوید به پشت یک تخته سنگ رفته تا کاور بگیرید. در این زمان باید مسیر را با کشتن افراد مقابل خود تا بالای تپه ادامه دهید. پس از ورود به کمپ آن ها تعداد زیاد دیگری از دشمنان به سمت شما حمله ور می شوند. نکته ای که در کل این بخش باید رعایت شود هدشات کردن دشمنان است زیرا آن ها بسیار دیر و سخت می میرند. بنابراین بهترین روش این است که آن ها را با یک تیر هدشات کنید. پس از کشتن تمامی افراد حاضر در کمپ به نزدیک کلبه ای که مشاهده می کنید رفته و در آن جا با ماموران به گفت و گو بپردازید. پس از این که به آن ها می گویید این کار را قطعا به پایان خواهم رساند آن ها از شما جدا می شوند این مرحله نیز به پایان می رسد. حال برای ورود به بخش بعدی می توانید به سمت حرف Mc واقع در نقشه بروید. در آن جا دکتر و متخصص شهر Blackwater را مشاهده خواهید کرد و بیشتر با او آشنا می شوید.
At Home with Dutch

پس از ورود به خانه-دفتر پروفسور او از احوالات شما جویا می شود. اطلاعتی که برای شما دیگر تکراری شده است را در اختیار او قرار می دهید. سپس او به شما نگاه می کند و در مورد یکی از تئوری های خود سخن می گوید. در ادامه سرخ پوست مصدوم ما که بهبود یافته است به داخل مطب وارد می شود و خبر از پیدا کردن مخفیگاه Dutch می دهد. او مسیری را بلد است که نگهبانی در آن قرار ندارد. سپس با دکتر و او از مطب خارج می شوید و به سوی محل گفته شده می روید. ابتدا اسب هایی را که او برای شما آماده کرده است سوار می شوید. حال باید مسیر را به دنبال او ادامه دهید. در طول مسیر پس از مشاهده تعدادی مرد که به دنبال بوفالوها هستند به یک کوهستان برفی می رسید. مسیر را از داخل جنگل و پرتگاه ها به همراه سرخ پوست ادامه دهید تا زمانی که او اشاره کند اسب ها را باید همین جا رها کنیم و بقیه مسیر را پیاده طی کنیم. پس از رسیدن به صخره ها، پروفسور با دیدن آن ها جا می زند و می گوید که کار دارد و باید بروید. حال به لبه مقابل خود رفته تا با کمک سرخ پوست به بالا بروید و مسیر را ادامه دهید. پس از آن سرخ پوست به تنهایی از قسمت چوبی بالا می رود که پس از بالا رفتن او خراب می شود. حال باید مسیر را به تنهایی طی کنید. از صخره های سمت چپ خود برای ادامه مسیر استفاده کنید. سپس با کمک لبه ای از کوه به سمت مقابل رفته و مسیر را تا رسیدن به صخره ای در سمت راست خود ادامه دهید. حال کافی است به سوی دوست خود بازگشته و مسیر را به سوی غاری که برای حفاری معدن از آن استفاده می شود، ادامه دهید. در داخل غار شخصی به سمت دوست شما حمله ور می شود. او را سلاح خود کشته و مسیری که در پیش روی خود مشاهده می کنید. ابتدا صبر کرده تا واگن TNT از مقابل شما عبور کند. سپس از غار خارج شوید و سه نفر که در جهت های مختلف قرار دارند را نابود کنید و به نزد سرخ پوست بازگردید. پس از دیدن او مشاهده زخمی عمیق و بدی که برداشته است از او جدا شوید و مسیر را به تنهایی ادامه دهید. حال به سمت نقطه زرد رنگ رفته و صخره ها را رو به بالا ادامه دهید تا زمانی که به یک خرس برسید. برای کشتن او از Dead Eye استفاده کنید. پس از کشتن او می توانید مسیر را به کمک صخره های سمت راست خود رو به جلو ادامه دهید. پس از این کار یک چیتا به سمت شما حمله ور می شود. او را نیز با همان روش قبلی کشته و مسیر را از سمت چپ به وسیله صخره ها تا رسیدن به بالاترین نقطه کوتاه ادامه دهید. پس از رسیدن به آن جا شخصی را در حال دیده بانی مشاهده می کنید. با چاقوهای پرتابی خود او را به آرامی کشته و دوربین او را بردارید. سپس او را در حال کشتن یک افسر نظامی مشاهده کنید. حال او به سمت شما بر می گردد و تیری را شلیک می کند. تیر به دوربین برخورد می کند و باعث افتادن شما می شود. پس از یک Loading کوتاه خود را در مطب پروفسور می یابید که در حال بهوش آمدن هستید. آن ها شما را نجات داده اند و به شهر بازگرداندن. پس از این کار آن دو شروع به بحث در مورد سرخ پوست ها و سفید پوست هایی که سرزمین های آن ها را غارت کردند می کنند. در نهایت جان از اتاق بیرون می رود و مرحله به پایان می رسد. برای وارد شدن به بخش بعدی کافی است دوباره به نزد دکتر در دفتر او باز گردید.
For Purely Scientific Purposes
پس از وارد شدن به داخل خانه پروفسور، او را کاملا سردرگم مشاهده می کنید. او سخنان پراکنده ای می گوید و در نهایت شما را به خارج هدایت می کند تا به همراه او و دوست سرخ پوست خود به دنبال Dutch بروید. در پیاده رو مسیر را تا رسیدن به اسب ها ادامه دهید. سپس به همراه دوستان خود مسیر را تا رسیدن به یک خرس گریزلی ادامه دهید. او ناگهان به میان جاده می آید. به کمک Nastas او را از پای در آورید. حال به همراه او مسیر را تا رسیدن به یک کلبه چوبی در سمت چپ خود ادامه دهید. اسب ها را در محل تعیین شده قرار دهید و سپس به داخل کلبه بروید. آن جا چند نفر از دوستان Nastas را ملاقات می کنید که قصد دارند به شما کمک کنند. شما با صلح به آن جا می روید اما آن ها با خشونت پاسخ می دهند. دوست سرخ پوست شما Nastas قصد میانجی گری دارد که ناگهان یکی دیگر از سرخ پوستان به او تیر می زند و او را می کشد. پس از این کار جان نیز به هر 3 سرخ پوست دیگر که در اتاق حضور دارند تیراندازی می کند و آن ها را می کشد. در این لحظه جنگ واقعی با آن ها شروع می شود. پس از کاور گرفتن در کنار دیواره کلبه به سرعت به سمت دشمنان خود شلیک کنید. سعی کنید آن ها را هدشات کنید زیرا فاصله شما با آن ها کم است و به راحتی می توانید این کار را عملی کنید. پس از کشتن همه به سمت اسب ها بروید و به همراه پروفسور مسیر را تا رسیدن به Blackwater ادامه دهید. در طول مسیر سرخ پوست ها دو بار به شما حمله ور می شوند. در هر گروه آنها به همراه یکدیگر به شما نزدیک می شوند و تیراندازی می کنند. مانند همیشه آن ها را نابود کنید. پس از رسیدن به شهر مسیر را به همراه پروفسور ادامه دهید و تا در انتها او از کمک های شما تشکر کند و مرحله به پایان برسد. برای ورود به بخش بعدی مانند چند قسمت قبلی تنها راهی که پیش روی شما قرار دارد پروفسور است پس به دفتر او رفته تا بار دیگر او را ملاقات کنید.
The Prodigal Son Returns- The Yale

در این بخش برای اولین بار به خانه اصلی پروفسور وارد می شوید. او به شدت ترسیده است و می خواهد که این جا را به مقصد Yale ترک کند. در همین حین ناگهان تیری شلیک می شود و به شیشه برخورد می کند. بار دیگر Dutch به شهر آمده است. او می خواهد به کمک یاران خود شما و پروفسور را نابود کند. او همیشه یک سخران خوب بوده است و مانند گذشته برای شما سخنرانی می کند. در مکالمات آن ها به این اشاره می شود که آن ها دزد نیستند و برای یک هدف مشخص می جنگند. افرادی که با Dutch هستند همگی خانواده های خود را از دست داده اند. در نهایت جان پس از گوش دادن به این حرف ها به پروفسور می گوید از پشت بام فرار می کنیم. به همین منظور به اتاق مجاور می روند و به وسیله نردبان خود را به پشت بام می رسانند. در این لحظه پروفسور را گروگان گرفته اند. او را با قابلیت Dead Eye خود نجات دهید. سپس متوجه می شوید که دور تا دور شما نیروهای Dutch قرار دارد و شما محاصره شده اید. ابتدا به سمت دیواره راست خود بروید و دو دشمنی که در پشت بام ساختمان مقابل هستند را با Rifle نابود کنید. سپس همین کار را با دو نفر دیگر که در روبروی شما قرار دارند انجام دهید. حال با کمک Snipe خود باقی دشمنان را نابود کنید و از نردبانی که در کنار خود مشاهده می کنید، پایین بروید. در این زمان کافی است پشت بام های مقابل خود را ادامه دهید تا به سطح زمین رسیده و به کمک اسب ها به داخل شهر وارد شوید. وظیفه ای که به عهده دارید خارج کردن پروفسور از Blackwater و محافظت از او است. در طول راه و مسیر که او را محافظت می کنید، 4 بار به شما حمله می شود. افراد Dutch با اسب های خود به دنبال شما آمده و پروفسور و شما را به تیر می بندند. آن ها را مانند همیشه نابود کنید تا زمانی که به ایستگاه قطار برسید. حال زمان خداحافظی است. پروفسور برای شما آرزوی موفقیت می کند و از شما جدا می شود تا به شهر خود باز گردد. این مرحله در این لحظه به پایان می رسد. برای رفتن به بخش بعدی می توانید به دفتر Agent Ross بروید و با او صحبت کنید.
And You Will Know the Truth
در ابتدای این مرحله بار دیگر وارد دفتر دو مامور می شوید. آن ها در حال آماده کردن سلاح های خود هستند. شما دیدار خانواده خود را از آن ها می خواهید و می گویید تمام کارهایی که گفتید را انجام دادم. اما Ross به شما می گوید که Dutch هنوز زنده است و تو به علت علاقه ای که به قدرت رهبری او داری نمی توانی او را بکشی. جان این سخن را تکذیب می کند و در نهایت به همراه آن ها راهی مبارزه ای دیگر علیه Dutch و یافتن حقیقت می شود. به پشت ماشین مجهز به ماشین گان بروید. سپس آن ها به شما گوش زد می کنند تا زمانی که از Blackwater خارج نشویم حق تیراندازی نداری. مردم همه با دیدن این ماشین و سلاح تعجب می کنند و می گویند شنیده بودیم که ارتش همچین چیزی دارد اما باور نمی کردیم. پس از خروج از شهر می توانید مسیر را رد کرده و در نزدیکی مقصد به مسیر بازگردید. حال پس از صحبت با یک فرمانده از نیروهای نظامی آماده نبرد شوید. افراد Dutch از وسط، راست و سمت چپ صفحه به شما حمله ور می شوند. با این ماشین گان کار راحتی را پیش رو خواهید داشت. تمامی آن ها را نابود کنید تا زمانی که بار دیگر ماشین به حرکت در آمده و از میان زمین های حاصلخیز مسیر خود را ادامه دهد. در این زمان بار دیگر قافلگیر می شوید و تعدادی از دشمنان به سمت شما حمله می کنند. آن ها را نابود کنید. مسیر را رو به جلو ادامه دهید تا زمانی که یک ماشین دیگر به سمت شما نزدیک شود. آن را منفجر کرده و مسیر را با کشتن افراد ادامه دهید. کمی جلوتر دینامیت ها کار گذاشته شده در زمین، زیر ماشین شما منفجر می شود و با این کار ماشین نیز به پشت چرخیده و پس از آن شاهد یک Loading می باشید. حال همگی از این انفجار جراحاتی را برداشته اند اما سالم هستند و به کمک فرمانده ارتش زنده مانده اند. در این زمان شما باید قبل از غروب خورشید کار Dutch و گروهش را تمام کنید. برای این منظور باید راهی Cochinay شوید. جای که قبلا از آن جا به شما تیراندازی شده بود و دوست سرخ پوستتان، شما را نجات داد. برای رسیدن به آن جا ابتدا سوار بر اسب خود شوید. سپس مسیر طولانی و پر و پیچ خم را طی کرده تا به دروازه برسید. حال فرمانده یکی از سربازانش را برای کار گذاشتن دینامیت و منفجر کردن در می فرستد. پس از این کار دستور حمله صادر می شود. پس از داخل شدن شما به محوطه حفاظتی آن ها یک سری نبرد متوالی جذاب را پیش رو خواهید داشت. کاورها را رو به جلو پیش برده و تمامی گروه ها را تا قبل از رسیدن به محل اقامت آن ها قتل عام کنید. حال زمانی که وارد محل سکونت آن ها شوید، ماشین گانی سمت چپ خود مشاهده می کنید. به پشت آن رفته و تمام دشمنان را به سرعت و راحتی غیر قابل وصفی نابود کنید. حال محل را تا رسیدن به نقطه زرد رنگ ادامه دهید. در اینجا بار دیگر افراد دشمن شما را قافلگیر می کنند. برای تیراندازی به آن ها کاوری را انتخاب کنید. سپس افرادی که در لبه های چوبی بالای سر شما قرار دارند را نابود کنید و زمان کافی برای کار گذاشتن دینامت را مهیا کنید. پس از کشتن تمامی آن ها دینامیت ها منفجر می شوند و راه عبور باز می شود. در این زمان جان به فرمانده می گوید به نظر زخمی می رسید. من خودم به تنهایی با Dutch مقابله می کنم. او را برای من بگذارید. سپس به تنهای به داخل می رود و با Dutch روبرو می شود. ابتدا دو گارد او را با هدشات کردن از میان بردارید. سپس فانوس هایی برای شما به نمایش در می آید که با تیراندازی به یکی از آن ها می توانید باعث فرار کردن او شوید. حال باید به دنبال او بروید. برای این کار از پله ها بالا رفته و به سمت چپ بروید و سپس از نردبان بالا بروید. پس از این کار Dutch به سمت شما تیراندازی می کند. تیر او به خطا می رود و به سمت بالا فرار را ادامه می دهد. به سمت او بروید و مسیر را تا رسیدن به یک غار ادامه دهید. او را در حال بالا رفتن از نردبان ها مشاهده می کنید. مانند او مسیر را ادامه دهید تا زمانی که به خارج غار برسید. حال او تفنگ خود را به پایین پرت می کند. سپس در مورد اینکه با هیچ چیزی در طبیعت نمیشود جنگید سخن می گوید. او می گوید که ذات من نیز جنگجو بوده است و همیشه در حال جنگ بوده ام اما هیچ تغییر را نمی توان با جنگیدن اعمال کرد و این به نوعی پارادوکس یا تناقض است. سپس در مقابل چشمان جان خود را به پایین پرت می کند. پس رفتن به بالای سر جسد او، Ross از شما می پرسد که به او تیر نزدی درسته؟ جان نیز می گوید چه فرقی دارد. سپس Ross تفنگ او را می گیرد و برای گزارش بهتر برای مرکز یک تیر در داخل بدن او می زند. سپس آن ها از شما تشکر می کنند و محلی که زن شما در آن قرار دارد را می گویند. در این زمان مرحله به اتمام می رسد و برای رفتن به بخش بعدی به سمت حرف A که نمایانگر Abigail همسر جان است بروید تا او را ملاقات کنید.




Family Man Missions

The Outlaw’s Return

جان وارد مزرعه می شود. چند بار همسر و فرزند خود را صدا می کند، اما جوابی نمی رسد. ناگهان در باز شده و Abigail با عصبانیت به سوی جان می آید. از او می پرسد که در این مدت کجا بوده و چه کار می کرده است زیرا او فکر می کرده که جان مرده است. سپس می پرسد که Dutch و Bill را ملاقات کرده ای؟ آیا دوباره به زندگی قبلی خود برگشته ای؟ جان در جواب تمامی این حرف ها می گوید که من آن زندگی را ترک کردم و به خاطر شما آمده ام. سپس یکدیگر را در آغوش می گیرند تا جک فرزند آن ها وارد شود. آن دو نیز لحظه یکدیگر را در آغوش می گیرند. سپس جک از مشکلات معمولی و روزانه که در نبود او اتفاق میافتاده است سخن می گوید. تا مردی پیر که به نظر دایی جک و برادر Abigail است وارد می شود. او خیلی خوشحال به نظر نمی رسد و به او می گوید که من نیز فکر می کردم مرده ای. سپس از مشکلات گله گاوها سخن می گویند. در نهایت جک به جان می گوید که خود را آماده یک سفر کند زیرا صبح زود این جا را ترک خواهند کرد. همسر او می پرسد که کجا می روند و جان در پاسخ می گوید که من در املاک MacFarlane's دوستانی دارم که می توانند به ما کمک کنند. حال از Abigail می پرسد که آشپزی را آموخته است و او نیز می گوید در زندان برای زن های جوان همچین کلاسی را گذاشته اند. جان پس از گذراندن شب در کنار همسر خود که تمایلی به او ندارد، اتاق را ترک می کند. حال به سمت اسطبل رفته و سوار بر اسب های خود مسیر را با جان به سمت املاک MacFarlane's ادامه دهید. در طول راه جک در مورد شما و عمو Bill و آقای Dutch سوالاتی را می پرسد و جان نیز به او پاسخ می دهد که یک روزی به تو خواهم گفت و من با اینکه آدم بدی بودم اما همیشه سعی کردم پدر خوبی باشم. پس از رسیدن به املاک MacFarlane's به دنبال پدر Bonnie بروید. او به شما خوش آمد می گوید و سپس برای خریدن گله گاو از او سوال می پرسید و می گوید باعث افتخار است که همچین کاری را انجام بدهم. به همین منظور شما را به سمت Bonnie راهنمایی می کند. او نیز از دیدن شما خوشحال می شود و با کمال میل یک گله که 15 راس گاو را دارا می باشد به شما می دهد. سپس باید گله را مانند روزهای اول بازی تا رسیدن به مقصد مورد نظر همراهی کنید. در طول راه Bonnie اتفاقی که برای شما افتاده است را جویا می شود و می گوید آخرین خبری که از شما داشتم رفتن به مکزیک بود. او می گوید که داستان بسیار طولانی است. سپس دختر آقای MacFarlane's از شما در مورد زن و پسرتان می پرسد و جک نیز به او سلام می کند. جان می گوید زمان بر است تا مانند گذشته بشویم. سپس او از شما جدا می شود و به کار سمت املاک خود باز می گردد. پس از این کار شما باید مقل همیشه گله را به جلو هدایت کنید که کار سختی نیست. پس از گذشتن از رودخانه گروهی از دزدان به سمت شما حمله ور می شوند. آن ها را کشته و مسیر را به سمت املاک خود ادامه دهید. پس از قرار دادن گاوها در حصار این مرحله به اتمام می رسد. حال برای ورود به بخش بعد به سمت حرف A که نشانگر همسر شما است بروید.
Pestilence & Old Friends, New Problems
جان پس از وارد شدن به خانه همسر خود را در حال آشپزی مشاهده می کند. سخن های روزمره را با یکدیگر رد و بدل می کنند و از آرزوهایی که برای فرزند خود دارند سخن می گویند. در نهایت او کلاغ ها را بر روی سیلو مشاهده می کند و از شما می خواهد که آن ها را فراری دهید. به بیرون رفته و سپس به سمت چپ سیلو و در نزدیکی درخت افرا بروید. پس از این کار به کلاغ ها تیراندازی کنید. باید به آن دسته از آن ها که به نزدیکی دهانه سیلو می آیند تیراندازی کنید تا غله کمتری را از دست بدهید. پس از این کار مرحله به اتمام می رسد. برای ورود به بخش بعد بار دیگر به نزد همسر خود بروید.

پس از رسیدن به در خانه همسر شما با نامه ای از سوی Bonnie به نزد شما می آید. او فکر می کند که شما به او خیانت کرده اید و چون خواندن بلد نیست نامه را خود جان می خواند. او از شما درخواست کمک کرده است زیرا شپش گندم و بید به داخل املاک آن ها نفوذ کرده است و نیازمند کمک هستند. سپس زن شما به علت اینکه Bonnie جان شما را نجات داده است اجازه می دهد که به او کمک کنید. شما نیز چند گونه از غلات خود را برای آن ها خواهید برد. برای این کار به سمت گاری رفته و سوار آن شوید. در حال ترک کردن آن جا هستید که همسر شما نیز همسفر شما خواهد شد. در طول مسیرصحبت های زیادی در مورد Bonnie و املاک آن ها و چهره و رفتار او می شود و در نزدیکی شهر Abigail نیز از دورانی که در زندان به سر می برده است سخن می گوید و کارهایی که با او کرده اند و جان بسیار خشمگین می شود. در طول مسیر دقت داشته باشید که این مرحله زمانی است و قبل از پایان زمان باید به فروشگاه مرکزی املاک MacFarlane's برسید. پس از رسیدن به آن جا همسر خود را به Bonnie معرفی می کنید و آن با یکدیگر حرف می زنند و شما و یکی از همکاران شهر بارها را خالی می کنید. پس از آن از شما تشکر می کنند و بار دیگر به سمت خانه باز گردید تا مرحله به اتمام برسد. برای ورود به بخش بعدی به نزد پسر خود که با حرف J به نمایش در آمده است بروید.
Jon Marston and Son & Wolves, Dog and Sons

جان فرزند خود را در زیر درخت و در حال مطالعه می یابد. جان از جک در مورد کتاب سوال می کند. او می گوید یک ماجراجویی در غرب است که در آن شخصی شجاع به کشتن سرخ پوستانی می رود که پدر او را کشته اند. جان به او پیشنهاد یک ماجراجویی واقعی را می دهد. او می گوید که ما به گوشت نیاز داریم و می توانیم به شکار یک گوزن نر برویم. پسر او قبول می کند. حال به سمت اسب ها رفته و سوار بر آن ها مسیر را به کمک سگ خود Rufus ادامه دهید. در ادامه مسیر او یکی از گوزن ها را برای شما پیدا خواهد کرد. به او تیراندازی کنید و سپس نحوه گرفتن گوشت آن را به فرزند خود بیاموزید. حال نوبت جک است تا این کار را یاد بگیرد. به همراه او و سگو خود گله ای از گوزن ها را پیدا کنید. به او اجازه تیراندازی دهید. اگر تیر او خطا رفت یکی از گوزن ها را کشته و به او اجازه بریدن گوشت را بدهید. پس از این کار سوار بر اسب خود مسیر را تا رسیدن به شهر مورد نظر ادامه دهید. سپس وارد مغازه شوید و Elk Meet خود را بفروشید. حال به همراه فرزند خود به مزرعه بازگردید و در طول راه از خاطرات خوش این شکار سخن بگویید. برای ورود به بخش باید تا صبح صبر کنید و سپس به پیش جان بروید.

پس از کمی استراحت به نزد پسر خود بازگردید. او را در حال تیراندازی مشاهده خواهید کرد. او با جان بد صحبت می کند و به او اجازه تصحیح شیوه گرفتن تفنگ را نمی دهد. او فکر می کند که جان بار دیگر خواهد رفت و آن ها را تنها خواهد گذاشت. سپس صدای گرگ ها به گوش می رسد. جان می خواهد به سراغ آن ها برود و بترساندشان، به همین جهت به جک هم پیشنهاد می دهد که به همراه او بیایید. او نیز قبول می کنند. مانند گذشته سوار بر اسب شوید و به همراه سگ باوفای خود Rufus مسیر را به دنبال آن ها ادامه دهید. در ادامه مسیر یک گله از گرگ ها را پیدا خواهید کرد. با قابلیت Dead Eye خود تمامی آن ها را نابود کنید. سپس با دیگر به دنبال سگ خود مسیر را ادامه دهید تا به تعداد بسیار زیادی از آن ها برسید. روش خاصی برای نابودی آن ها وجود ندارد. اما به خاطر بسپارید تا زمانی که اسب خود را از دست نداده اید از Dead Eye استفاده نکنید. پس از کشتن تمامی آن ها به همراه جک به خانه و مزرعه خود بازگردید تا این مرحله نیز به اتمام برسد. سپس برای رفتن به مرحله بعدی می توانید به نزد Uncle بروید و با او داستانی را تجربه کنید.
By Sweet and Toil & A Continual Feast
به نزد دایی فرزند خود بروید. او ئر خوابی عمیق است. با لگد زدن او را بیدار کنید. سپس کمی با او حرف زده و از او می پرسید که آخرین بار چه وقت گله را به چرا برده است و او پاسخ درستی نمی دهد. به همین منظور متوجه قضیه می شوید. سوار بر اسب خود شوید و به همراه آن مرد پیر گله را به چرا ببرید. مسیر را مانند همیشه به همراه گله ادامه دهید تا زمانی که یک انفجار را مشاهده کنید. به سرعت به جلوی گله خود رفته و گاوها را آرام کنید. حال متوجه می شوید که یک سرقت قطار در حال رخ دادن است. به سرعت به سمت سارقان رفته و تمامی آن ها را نابود کنید. پس از این کار به سمت لوکوموتیوران رفته و با او صحبت کنید. او از شما بابت این کار تشکر می کند. حال به نزد مرد پیر بازگردید و گله را بار دیگر جمع کنید. پس از این کار مسیر خود را تا رسیدن به چراگاه ادامه دهید تا این مرحله به پایان برسد. در بخش بعدی می توانید بار دیگر به دیدار این مرد پیر بروید.

بار دیگر به نزد مرد پیر می روید. او با دوربین خود در دور دست ها اسب های وحشی را نگاه می کند. آن ها در نزدیکی مرز قرار دارند. سپس به او می گویید که برای زمستان چیزی نداریم و با اینکه مرز در آشوب هست باید به آن جا برویم و چند اسب مرغوب را به دست آوریم. او نیز قبول می کند. به سمت اسب های خود بروید و سوار بر آن ها مسیر را به همراه Uncle ادامه دهید تا زمانی که به اسب های وحشی برسید. در طول مسیر او توضیح می دهد که در نبود او سعی کرده است کارها را به بهترین شکل انجام دهد اما جان قبول نمی کند و می گوید هر کسی این کارها را می توانست انجام بدهد و تو همه چیز را خیلی ساده گرفته بودی. حال به نزدیکی اسب ها می رسید. باید مانند گذشته اسب های وحشی را رام کنید. در طول بازی بارها توضیح داده شده است پس دیگر سخن اضافه جایز نیست. این کار را باید 3 بار انجام دهید و 3 اسب را رام کنید. پس از آن به مزرعه خود باز گردید و به پیرمرد گوش زد کنید که اسب ها را برای زمستان قوی و سلامت نگاه دارد. برای وارد شدن به بخش بعدی اگر روز بود به سراغ فرزند خود بروید و اگر شب بود به استراحت بپردازید و سپس به سراغ او بروید.
Spare the Love, Spoil the Child

به محل قرار همیشگی خود با جک بروید. سیگاری روشن کنید و منتظر او بمانید. ناگهان دایی فرزند شما دوان دوان به سوی شما می آید و خبر از یک اتفاق می دهد. او به شما می گوید که فرزند شما به شکار یک خرس گریزلی رفته است که چند روز پیش در کوهستان مشاهده شده است. شما بسیار خشمگین او را باعث و بانی این اتفاق می دانید و به همین جهت به سرعت سوار بر اسب خود می شوید و به کمک سگ باوفای خود Rufus به دنبال فرزند خود می گردید. او را دنبال کنید تا زمانی که از کوهی که دارای راهی پر پیچ و خم است بالا بروید. پس از رسیدن به بالا کوه از اسب خود پیدا شوید. حال جک را در پشت یک سنگ مشاهده می کنید که زخمی شده است. سپس خرسی را مقابل خود مشاهده کرده که به سوی شما حمله ور شده است. با فرو رفتن در حالت Dead Eye سر او را هدف گرفته و سپس او را نابود کنید. حال جک از پشت سنگ بیرون آمده و به سوی شما می آید. جک که از دست او عصبانی است می گوید برای چه به این جا آمده ای تو هنوز یک پچه هستی. جک نیز عصبانی است و می گوید که من پوست گوزن را بریده ام و اسب ها را رام کرده پس بچه نیستم و جان به او می گوید بیا به خانه برویم. مسیر را تا رسیدن به خانه ادامه دهید. در مزرعه او بار دیگر از شما عذرخواهی می کند و سپس این مرحله به پایان می رسد. حال خود را برای آخرین مرحله و بخش بازی آماده کنید. به نزد جک بروید تا وارد این بخش بشوید.

The Last Enemy That Shall Be Destroyed
جک را در داخل انبار و استفاده از رنده چوبی مشاهده می کنید. با او کمی صحبت کنید تا زمانی که Uncle شما را صدا کند. دوربین خود را به شما می دهد. با دیدن صحنه ای که برای شما به نمایش در نمی آید، جان نگران می شود. او فرزند خود جک را در آغوش می گیرد و سپس رو به او می گوید که به داخل خانه برو و تمام درها و پنجره ها رو قفل کن و مادرت را در آن جا نگاه دارد. او به سوی خانه می رود. حال شما و Uncle باید تعدادی ناشناس که به سمت شما حمله ور شده اند را نابود کنید. به سمت گاری چوبی مقابل خود بروید و در آن جا کاور بگیرید. تمامی دشمنان خود را نابود کنید که یک کار عادی و همیشگی برای شما شده است. سپس Uncle به شما می گوید که خانه را از این منطقه زیر نظر دارد و تو به داخل خانه برو؛ حال به سمت خانه بازگشته و داخل منزل شوید. همسر شما می پرسد که چه اتفاقی افتاده است و به او می گویید تنها در خانه بماند. این بار جک نیز به کمک شما می آید. در همان ابتدای نبرد دوم متوجه می شود که مهاجمان افراد ارتش هستد. آنها Uncle را زخمی می کنند. به سرعت تمامی دشمنان خود را نابود کنید و به سراغ او بروید. او می گوید که جک و همسر خود را از این جا خارج کن. سپس آن ها را به سوی انبار ببرید تا اسب ها را آماده کنند. در این لحظه بار دیگر قبل رسیدن به انبار ارتش به شما حمله ور میشود. تمامی آن ها را نابود کنید. پس از این کار وظیفه شما محفظت از Abigail و Jack برای رسیدن به انبار است. تمامی افرادی که در سر راه خود مشاهده می کنید را نابود کرده تا به داخل انبار برسید. حال با هر دوی آن ها خداحافظی کنید و آن ها را با اسب به مکانی دیگر بفرستید. پس از این کار از در انبار بیرون رفته و سیلی از افراد ارتش و دو مامور آشنا را مشاهده می کنید. در حالت Dead Eye فرو رفته و تا می توانید آن ها را نابود کنید. سپس شاهد یکی از تاثیرگذارترین صحنه های بازی باشد. با شنیدن صدای تیر جک و مادرش تصمیم به بازگشت به مزرعه را می گیرند. حال کنترل جک به عهده شما می باشد. به همراه مادر خود به مزرعه بازگردید. پس از دیدن صحنه ای که اتفاق افتاده است، مادر خود را در آغوش بگیرید و شاهد آخرین میان پرده بازی باشید.