روز نامه کیهان

در اسارت «گزينه هاي بد » (يادداشت روز)
علائمي وجود دارد كه نشان مي دهد طرف هاي غربي در حال بازنگري و به روز
رساني بسته اي هستند كه يك سال قبل از انتخابات رياست جمهوري يعني در ژوئن
2008 به ايران ارائه كردند. اين علائم اگرچه غير رسمي اما بسيار جدي و مهم
است و قبل از هر چيز نشان مي دهدكه محاسبات گروه 6 درباره ايران تغيير
كرده و غربي ها دريافته اند كه با حفظ خطوط قرمز و چارچوب هاي سابق نمي
توانند با ايران وارد گفت وگو شوند. درك اين نكته كه پيشنهادهاي كهنه قبلي
به ايران تناسبي با شرايط فعلي ندارد و هرگونه گفت وگو بر مبناي آن
پيشنهادها پيشاپيش شكست خورده خواهد بود، اگرچه خيلي طول كشيد -واين از ذهن
كند و تنبل غربي ها بعيد هم نبود- اما حالا كه اتفاق افتاده بايد طوري
مديريت شود كه راهي به جلو باز كند نه اينكه بعد از چند ماه مشخص شود طرفين
دوباره سر جاي اول خود ايستاده اند.
بسته ژوئن 2008 يك نقطه عطف در
برنامه هسته اي ايران و شايد فراتر از آن، نوع نگاه غربي ها به ابعاد قدرت
ملي و منطقه اي ايران بود. گروه 6 آن بسته را در حالي ارائه كرد كه به
اصطلاح مي توان گفت سبد گزينه هاي آمريكا با صدور 5 قطعنامه تحريم عليه
ايران صفر شده بود و از آن طرف با حاد شدن وضع پرونده هايي مانند افغانستان
و بحران مالي جهاني چاره اي جز جلب همكاري و تعامل با ايران نمي ديد. فشار
ناشي از اين محدوديت ها غربي ها را وادار كرد تا خط قرمز تعليق را كه تا
پيش از آن به عنوان پيش شرط هرگونه مذاكره رسمي با ايران مطرح مي شد كنار
بگذارند و به دنبال تقاضاي تعديل شده تري بگردند تا هم براي ايران قابل
پذيرش باشد و هم آبروي آنها را حفظ كند. اگر طيف پيشنهادهاي طرف غربي به
ايران را از سال 2003 به اين طرف روي نمودار ببريم، بدون شك بسته ژوئن هم
از حيث محتوا و هم از جهت غلبه عامل «حفظ آبرو» در تصميم هاي غرب، يك نقطه
اكسترمم جدي روي اين نمودار خواهد بود. آنچه در بسته ژوئن جايگزين تعليق شد
پيشنهادي به نام «فريز» بود كه از ايران مي خواست به جاي توقف ساخت قطعات و
مونتاژ ماشين هاي سانتريفيوژ يا تعليق غني سازي (به معناي تزريق گاز به
ماشين ها)، فقط از توسعه بيشتر تاسيسات خود خودداري كند تا بتوان مذاكرات
درباره ترتيبات بلند مدت را آغاز كرد.
در ماه هاي بعد از ژوئن 2008
اگرچه يك دور مذاكره مستقيم ميان ايران و گروه 6 با حضور مستقيم و رسمي
نماينده آمريكا انجام شد اما هيچ وقت اين فرصت مهيا نشد كه بسته ژوئن و
پيشنهادهاي ديگري كه در كنار آن به ايران ارائه شد، از جانب طرفين پخته شود
و مبنايي براي مذاكرات جامع تر فراهم آورد. در واقع طرف غربي به طمع اينكه
در انتخابات خرداد 88 (ژوئن 2009) دوستان اصلاح طلبش در داخل ايران كار را
به دست خواهند گرفت، مذاكرات ژنو يك را ترك كرد و تا يك سال ديگر يعني
اواسط سال 2009 به اتاق مذاكره بازنگشت. روشن بود كه آمريكايي ها با پيام
هايي كه از داخل ايران دريافت كردندكاملا به اين نتيجه رسيده بودند كه
گزينه سقوط دولت اصولگرا در انتخابات 88 يك گزينه دست يافتني و قابل سرمايه
گذاري است. حتي پس از پيروزي مسلم و قطعي دكتر احمدي نژاد در اين انتخابات
هم آمريكا حاضر به دست برداشتن از اين توهم نشد و با در دستور كار قرار
دادن تئوري «دولت ضعيف» به جاي«سقوط دولت»، سعي كرد حالا كه نتوانسته از
روي كار آمدن دولت اصولگرا جلوگيري كند، حداقل تا مي تواند آن را ضعيف كند
طوري كه در هرگونه مذاكره احتمالي ايران چاره اي جز امتياز دادن در خارج با
هدف جمع كردن فضاي داخلي نداشته باشد.
اين يادداشت بناي ورود تفصيلي
به اين بحث را ندارد. قبلا در اين باره سخن گفته ايم و پس از اين هم مجال
كامل تر كردن آن وجود خواهد داشت. نكته اي كه فعلا بايد بر آن تمركز كرد
اين است كه ظاهرا طرف غربي به خوبي دريافته است كه اولا چاره اي جز آغاز
دوباره مذاكرات با ايران ندارد و ثانيا اين مذاكرات نمي تواند بر مبناي
بسته ژوئن آغاز شود (حرفي كه غربي ها تا همين يك ماه پيش مي زدند) و بايد
پايه واساس جديدي براي آن فراهم آورد. اطلاعات موجود نشان مي دهدآمريكا به
همراه بقيه اعضاي گروه 6 چند ماه است كه در خفا به كار به روز رساني اين
بسته مشغول است و يكي از علت هاي اصلي تعلل تقريبا بي دليل آنها در آغاز
مذاكرات وين هم همين بوده كه بتوانند يك بسته جديد خطاب به ايران براي طرح
درمذاكرات آتي اشتون-جليلي آماده كنند. ضرورت اين كار هم ناشي از آن است كه
غربي ها عقيده دارند بدون وجود اين بسته كه به قول خودشان در برگيرنده يك
رويكرد جامع است، مكانيسم مبادله به عنوان دستور كار مذاكرات وين به اندازه
كافي اعتمادساز نخواهد بود. سوال اين است كه اولاآمريكا چرا به اين نتيجه
رسيده كه بايد بسته جديدي به ايران ارائه كند و ثانيا تغييرات احتمالي اين
بسته نسبت به بسته ژوئن 2008 چه خواهد بود؟
اصل ارائه يك بسته جديد به
ايران احتمالا بيش از هر چيز ناشي از آن است كه وضعيت راهبردي آمريكا در
مقابل ايران بيش از هر زمان ديگر به وضعيت ژوئن 2008 شبيه است. اكنون هم
مثل همان ايام طرف غربي پس از تجربه يك دوره اعمال فشار به ايران احساس مي
كند اين فشارها نه فقط بي نتيجه بوده بلكه ايران را در مواضع خود سرسخت تر
هم كرده است. در واقع تحولات بهار88- بهار 89 به خوبي نشان داد كه گزينه
مذاكره در مقابل ايران يك گزينه انحصاري است و گزينه هاي ديگر اگر بد
انتخاب شود نه فقط كمكي به آن نمي كند ممكن است اصل مذاكرات را هم به
نابودي بكشاند.آمريكا يك دوره زماني حدودا 15 ماهه را با «گزينه هاي بد»
تلف كرده و حالا ظاهرا تصور مي كند مي تواند از ايران بخواهد طوري رفتار
كند كه گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است.
نخستين گزينه بدي كه آمريكايي ها
در اين مدت به آن متوسل شدند تلاش براي استفاده از فرصت هاي بوجود آمده پس
از انتخابات و كليد زدن پروژه هاي مشترك با امثال موسوي و كروبي و خاتمي
براي ايجاد تغيير شكل هاي اساسي در ساختار نظام بود. گذشته از همه بحث هايي
كه تا به حال در اين مورد كرده ايم آخرين وضعيت اين است كه آمريكايي ها
دريافته اند جريان سبز آرام آرام در حال تبديل شدن به يك دردسر براي آنهاست
چرا كه اگر از آن حمايت نكنند، آن وقت -به تعبير يك ضرب المثل انگليسي-
همه درخواهند يافت كه «آمريكا با هيچ كس تا آن طرف رودخانه نمي رود» و در
نتيجه نه تنها سرمايه هاي فعلي آنها در ايران نيست و نابود مي شود بلكه
اساسا در آينده هم امكان شكل گيري هيچ سرمايه اي براي آنها در ايران وجود
نخواهد داشت و اگر به حمايت از اين جريان ادامه بدهند هم آبروي خود را به
دليل دويدن از پي تابوت مرده ها برده اند و هم بايد هزينه اين حمايت هاي پي
در پي را كه از ديد ايران رفتاري به شدت خصمانه محسوب مي شود، در هرگونه
مذاكره آتي تمام و كمال پرداخت كنند.
گزينه بد دوم تحريم بود كه حالا
آرام آرام در حال بدل شدن به اسباب تفريح استراتژيست هاي اروپايي وآمريكايي
است. جالب است يادآوري كنيم كه مهلت 3 ماهه قطعنامه 1929 به كشورها براي
ارائه گزارش در مورد اجراي قطعنامه به كميته تحريم در 9 سپتامبر2010 پايان
يافت. به سر آمدن اين مهلت فرصتي بود تا ميزان اجراي اين قطعنامه كه
آمريكايي ها آن همه درباره آن سر و صدا راه انداختند ارزيابي شود. اكنون كه
اين يادداشت نوشته مي شود گزارش هاي معتبري وجود دارد كه نشان مي دهد از
حدود 200 كشور جهان كه مخاطب 1929 بوده اند، فقط 36 كشور گزارش اجراي
قطعنامه را به كميته تحريم ارائه كرده اند و تازه 90 درصد اين گزارش ها هم
چيزي جز جمله دو كلمه اي «اقدام شد» نيست و معنايي غير از رفع تكليف ندارد.
موضوع تحريم هاي يك جانبه كنگره آمريكا خوشمزه تر است. اگرچه آقاي استوارت
لوي معاون وزير خزانه داري آمريكا عمر و جواني خود را پاي اجراي اين تحريم
ها گذاشته اما خود او دو روز پيش وقتي در مركز مطالعات استراتژيك و بين
المللي واشينگتن صحبت مي كرد ناچار شد اعتراف كند، فقط «ده ها» شركت
درخواست آمريكا براي قطع تجارت با ايران را پذيرفته اند. بسيار خوب، بياييد
قضاوت كنيم؛ وقتي از ده ها هزار شركت بزرگ و معتبر در سراسر جهان، فقط چند
ده شركت آن هم بعد از تلاش هاي بي دريغ آقاي لوي طي 5 ماه، به تحريم هاي
آمريكا پيوسته اند، آن وقت آيا سخن گفتن از اجراي تحريم ها عليه ايران شوخي
نيست؟!
تجربه زندگي با اين گزينه هاي بد،آمريكا را به اين نتيجه رسانده
است كه بايد يك «گزينه خوب» براي خود ايجاد كند. بسيار غير محتمل است كه
سيستم آقاي اوباما از درايت و هوشمندي كافي براي اين كار برخوردار باشد كه
اگر بود اين همه مدت خود دنبال نخود سياه نمي دويد ولي در عين حال اگر
بناست هر نوع بازنگري انجام شود، توجه به چند نكته ضروري است:
1-آمريكا
بايد بداند كه ايران تجربه توطئه هاي آن در ايام پس از انتخابات 88 و حمايت
عميق و مستمر آن از آشوبگران را هرگز از ياد نخواهد برد و اين مانعي بسيار
بزرگ بر سر راه واشينگتن براي كار با ايران است.
2- برنامه هسته اي
ايران اكنون فاصله اي بسيار بزرگ با مقطع ژوئن 2008 دارد. ايران دراين مدت
مهارت بسيار ويژه اي در غني سازي پيدا كرده و نيروگاه بوشهر را هم كه
افتتاح آن هرگونه حمله به ايران را غير ممكن مي كند سوخت گذاري كرده است.
بنابراين نقطه شروع مذاكرات منطقا نمي تواند وضعيت هاي سال 2008 يا 2009
باشد.
3- در منطقه، ايران محور هر نوع استراتژي آينده در افغانستان است و
راهبردي بسيار مفصل براي اين موضوع طراحي كرده است. در عراق با كاهش اساسي
نيروهاي آمريكا و قطعي شدن انتخاب مالكي دايره عمل ايران بسيار وسيع شده و
در مورد مذاكرات سازش هم چيزي بيش از سركار گذاشتن متقابل از درون گفت
وگوهاي عباس-نتانياهو بيرون نيامده است كه تازه اگر بيرون هم بيايد به
دليل وجود جريان سازش ناپذير مقاومت به هيچ دردي نمي خورد.
4- و نهايتا
به دليل تثبيت اقتدار ملي و منطقه اي ايران و مهار موفق توطئه هاي پي در پي
آمريكا، بهايي كه آمريكا براي هر نوع توافق بايد بپردازد اكنون بسيار
بالاتر از گذشته است.
مهدي محمدي
پيشنهاد روسيه ، چين ، برزيل و هند صدور قطعنامه عليه تحريم هاي ضد ايراني
آمريكا
وزير خارجه برزيل از تلاش گروه بريك شامل كشورهاي برزيل، روسيه، هند و
چين براي تصويب قطعنامه عليه سياست تحريم يك جانبه در مجمع عمومي سازمان
ملل خبر داد.
به گزارش خبرگزاري روسي ايتارتاس وزير خارجه برزيل گفت:
كشورهاي عضو گروه بريك از مجمع عمومي سازمان ملل مي خواهند كشورهايي را كه
اقدام به وضع تحريم هاي يك جانبه عليه ديگر كشورها مي كنند مورد سرزنش قرار
دهد.
سلسو آموريف افزود: اگر قطعنامه اي در اين باره در مجمع عمومي
تصويب شود مي تواند به از ميان بردن مشروعيت تحريم هاي وضع شده عليه ايران
در خارج از چارچوب سازمان ملل و شوراي امنيت كمك كند.
آموريف گفت: وزراي
خارجه اين گروه روز سه شنبه در نيويورك درباره قطعنامه پيشنهادي در اين
خصوص مذاكره كردند. وي به رويترز گفت: ما در حال دستيابي به نوعي هماهنگي
سياسي در زمينه قطعنامه هاي مجمع عمومي هستيم.
وي افزود: در برخي موارد
ما حتي با تحريم هاي چندجانبه مخالف هستيم و مطمئنا تحريم هاي يك جانبه
مورد استقبال ما قرار نمي گيرد؛ زيرا خارج از سيستم سازمان ملل است. نام
بريك براي اين گروه، اولين بار در سال 2003 توسط موسسه تحقيقاتي گلدمن ساكس
ارائه شده است.
اخلاص! (گفت و شنود)
گفت: كروبي به خاطر اين كه ماموران امنيتي از حضور همسر دو تن از شهداي
دفاع مقدس در خانه وي جلوگيري نكرده اند به شدت عصباني است و آن را اهانت
به خود دانسته است!
گفتم: چرا؟! آنها كه براي دست مريزاد! به كروبي و
حمايت از وي به خاطر همكاري با دشمنان امام و انقلاب به خانه كروبي رفته و
با استقبال شيخ اصلاحات هم روبرو شده بودند.
گفت: كروبي مي گويد وقتي از
ملاقات آنها با موسوي ممانعت مي شود ولي از ملاقات آنان با وي جلوگيري
نمي شود، معنايش اين است كه من براي مسئولان امنيتي اهميتي ندارم! وگرنه
بايد از ملاقات آنها با من هم جلوگيري مي كردند!
گفتم: تواضع شيخ
اصلاحات را ببين!
گفت: چند ماه پيش هم كه عده اي به ديوار خانه كروبي
رنگ پاشيده بودند، موسوي به شدت عصباني شده و به اطرافيان خود گفته بود چرا
به ديوار خانه ما رنگ نپاشيده اند! اين كار نشان مي دهد كه مرا بي اهميت
تر از كروبي مي دانند! و اين كار را توطئه كروبي دانسته بود!
گفتم: توي
كوپه قطار يكي از مسافران پنجره را بست و گفت اگر پنجره باز باشد از سرما
مي ميرم، يكي ديگر از مسافران با عصبانيت پنجره را باز كرد و گفت اگر بسته
باشد از گرما مي ميرم و كارشان به دعوا كشيد، رئيس قطار وارد ماجرا شد و
گفت؛ نيم ساعت پنجره باز باشد تا اين يكي از سرما بميرد، نيم ساعت هم بسته
باشد تا آن يكي از گرما بميرد و بعد خود مسافران هر جور دلشان خواست عمل
كنند!
1+5 : از مذاكره با ايران استقبال مي كنيم
سرويس سياسي-
گروه 1+5 تاكيد كردند آماده مذاكره با ايران هستند.
خبرگزاري
رويترز شب گذشته در گزارشي به قلم اندرو كوين از نيويورك نوشت: بر اساس
پيش نويس بيانيه اي كه خبرگزاري رويترز به آن دست يافته است وزراي امور
خارجه قدرت هاي اصلي جهان روز چهارشنبه به ايران خواهند گفت به حصول يك راه
حل از طريق مذاكره درباره طرح تبادل سوخت هسته اي در اسرع وقت اميدوارند.
در
اين بيانيه كه قرار است چين فرانسه المان روسيه انگليس و امريكا پس از
نشست روز چهارشنبه خود در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد صادر كنند آمده
است: «هدف ما دستيابي به راه حل مبتني بر مذاكره بلندمدت جامعي است كه
اعتماد بين المللي را به ماهيت صرفا صلح اميز برنامه هسته اي ايران باز
گرداند».
اين ادعا در حالي است كه غرب هيچ دليل مبني بر نظامي بودن
ماهيت برنامه ايران در دست ندارد. رويترز ادامه داده است: اين گروه در ماه
ژوئن تحريم هاي جديدي را عليه ايران به سبب برنامه هسته اي اين كشور اعمال
كرد كشورهاي غربي از آن زمان به بعد از ايران خواسته اند به پاي ميز
مذاكرات بازگردد. اين ادعا هم در حالي صورت مي گيرد كه غرب بيش از يك سال
است حاضر به برگزاري مذاكرات وين 2 نيست.
به نوشته رويترز، در اين پيش
نويس امده است: «اين گروه درباره اجراي تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل
متحد عليه ايران كه به گفته مقامات امريكايي به ايران فشار مي آورد گفتگو
كرده است».
در اين پيش نويس امده است: «اين گروه اماده گفتگو با ايران
درباره از سرگيري توافقنامه اكتبر گذشته است كه قرار بود بر اساس آن ايران
با انتقال بخش اعظم اورانيوم كمتر غني شده خود به خارج از اين كشور موافقت
كند».
اين بيانيه مي افزايد كه اين گروه از نشست گروه وين متشكل از
روسيه ،فرانسه، امريكا و آژانس بين المللي انرژي اتمي براي گفتگو درباره
ابعاد فني موافقنامه اصلاح شده تامين سوخت رآكتور تحقيقاتي پزشكي تهران
استقبال مي كند.
در پيش نويس اين بيانيه همچنين امده است: « ما به
دنبال مشاركت سازنده و مثبت ايران در اين گفتگو هستيم».
اين ادعا هم در
حالي مطرح مي شود كه غرب بيانيه تهران را كه مكانيسم هاي اصلي پيشنهاد
مبادله را حفظ مي كرد رد كرد و به قطعنامه اي در شوراي امنيت متوسل شد كه
اكنون آشكار شده ناكارآمد است.
ابراز نياز امريكا به ايران
درباره
افغانستان
در همين حال ريچارد هالبروك مسئول پرونده افغانستان در دولت
امريكا به صراحت گفت كه نمي تواند نقش ايران در مديريت اين پرونده را
ناديده بگيرد.
وي كه در يك برنامه در شبكه تلويزيوني الجزيره انگليسي
حضور يافته بود، گفت: «معمولا در اينگونه گفتگو ها كشوري كه در مرز غربي
افغانستان است يعني ايران فراموش مي شود». وي سپس با اذعان به قدرت تاثير
گذاري ايران در افغانستان افزود: «ايران نيز نقشي گسترده براي ايفا كردن در
افغانستان دارد. گرچه ما اختلافات گسترده اي با ايران داريم ما نمي توانيم
اين مسئله را ناديده بگيريم كه ايران همسايه افغانستان است».
گزارش خبري فعاليت سياسي در بنياد باران غيرقانوني است
سرويس سياسي-
موضوع غيرقانوني بودن فعاليت سياسي دربنياد باران كه
از سوي كميسيون ماده 10 احزاب اعلام شده بود درحالي با واكنش اين بنياد
روبرو شد كه در اطلاعيه رسمي آنها تصريح شده است وظايف بنياد باران به صورت
عمده در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي تعريف مي شود.
طي روزهاي گذشته
حميدرضا فولادگر عضو كميسيون ماده 10 احزاب با اشاره به پيشنهاد خاتمي مبني
بر دنبال كردن فعاليت هاي سياسي جريان اصلاحات در بنياد باران، گفت: بنياد
باران يك مركز فرهنگي بوده و اجازه هيچ گونه فعاليت حزبي و سياسي را
نخواهد داشت.
بنابراين انجام هرگونه فعاليت سياسي از جانب اين مركز،
تخلف بوده و مصداق جرم سياسي خواهد بود.
وي با غيرقانوني خواندن اقدام
بنياد باران جهت پيگيري اهداف حزبي و سياسي به خبرنگار باشگاه خبرنگاران
گفت: بنياد باران به عنوان يك مركز فرهنگي، اجازه هيچ گونه فعاليت سياسي و
حزبي را نخواهد داشت.
مديركل سياسي وزارت كشور هم با اشاره به پيشنهاد
جديد خاتمي مبني بر ادامه فعاليت اصلاح طلبان و احزابي چون مشاركت و
مجاهدين در قالب بنياد باران، به همين خبرگزاري گفت: به نظر من مشكل اينها
تاكتيكي نيست بلكه در استراتژي مشكل دارند، بالاخره از اول هم معلوم بود
اصلاحاتي كه مباني آن وارداتي و التقاطي باشد و آرمان هاي خود را در خارج
از مباني اسلام، انقلاب، قانون اساسي و مصالح و مطالبات مردم جستجو كند،
محصولي جز پديده هاي رنگي و فتنه نخواهد داشت.
محمود عباس زاده مشكيني
با تأكيد بر اينكه ليست احزاب داراي پروانه فعاليت كشور كاملا مشخص است،
گفت: طبق قانون اساسي عدم نقض وحدت ملي و موازين اسلام و اساس جمهوري
اسلامي جزء شروط فعاليت حزبي و سياسي مي باشد.
دبير كميسيون ماده 10
احزاب تصريح كرد: بالاخره طبق قانون هر مجموعه اي بخواهد كار سياسي بكند
بايد از كميسيون ماده 10 احزاب مجوز بگيرد.
وي با بيان اينكه طبق قانون
اساسي شروطي نيز براي فعاليت حزبي و سياسي ترسيم شده است، ادامه داد: عدم
نقض وحدت ملي و موازين اسلام و اساس جمهوري اسلامي جزو شروط فعاليت حزبي و
سياسي، طبق قانون اساسي مي باشد.
عباس زاده مشكيني، در خاتمه تأكيد كرد:
ليست احزاب داراي پروانه فعاليت كشور كاملا مشخص است.
طرح اين موضوع در
روزهاي گذشته البته واكنش بنياد باران را به دنبال داشت و اين مركز با
انتشار اطلاعيه به مخالفت با آن پرداخت. اين درحالي است كه در اين اطلاعيه
نيز به صراحت اذعان شده است به استناد اساسنامه، وظايف بنياد باران به
صورتي عمده در حوزه هاي فرهنگي- اجتماعي- اقتصادي و آموزشي تعريف مي شود.
در
بخشي از اين اطلاعيه آمده است: به دنبال انتشار برخي اخبار خلاف واقع
روزهاي اخير عليه بنياد باران، اين بنياد توضيحات زير را جهت آگاهي مردم
شريف ايران منتشر مي نمايد:
الف- برخلاف ادعاهاي خلاف واقع مطرح شده در
برخي رسانه ها، بنياد باران به عنوان يك سازمان غيردولتي داراي مجوز لازم
از وزارت كشور بوده و پروانه فعاليت آن به تاريخ 9/5/1384 و به شماره
58791/8/1 به امضا وزير كشور وقت رسيده است.
ب- به استناد پروانه
فعاليت صادره اساسنامه بنياد باران در اداره ثبت شركتها و موسسات، به ثبت
رسيده و در روزنامه رسمي كشور به چاپ رسيده است. همه تغييرات بعدي در هيات
مديره و ساير تغييرات مهم نيز در روزنامه رسمي به چاپ مي رسد.
ج- به
استناد بندهاي مختلف اساسنامه وظايف بنياد باران به عنوان كانوني براي
تدوين و استفاده از تجارب مديران دولت هاي گذشته جمهوري اسلامي ايران و با
هدف تلاش در مسير اعتلاي كشور به صورت عمده در حوزه هاي فرهنگي- اجتماعي-
اقتصادي- آموزشي تعريف مي شود. در طي پنج سال گذشته نيز اين بنياد در جلسات
ماهانه به همين وظايف پرداخته و مباحث تخصصي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي
دستور كار عمده جلسات بنياد را تشكيل مي داده است.
افزون بر اين با وجود
اينكه اين جلسات مخصوص اعضاي بنياد باران بوده ليكن به فاصله چند روز بعد
از هر جلسه مشروح مباحث جهت استفاده عموم به خصوص دست اندركاران امور
اجرايي كشور درسايت بنياد باران درج شده و در جرايد مختلف چاپ است. اين
سوابق عمدتا در سايت بنياد باران موجود و گواه روشني است بر غيرسياسي بودن
جلسات و فعاليت هاي اين بنياد.
نگاهي به تركيب هيات مديره بنياد در دوره
هاي مختلف از جمله دوره جاري نيز گواه همين خصوصيت بنياد باران است.
د-
منابع مالي بنياد باران صرفا از طريق حق عضويت ساليانه اعضا و كمك هاي
موردي علاقه مندان اين نهاد فرهنگي غيردولتي تامين مي شود. دفاتر بنياد نيز
طبق قانون همه ساله در اختيار وزارت اقتصاد و دارايي قرار گرفته و صورت
هاي مالي بنياد باران نيز طبق قانون تجارت تهيه و به تصويب مراجع قانوني مي
رسد. در همين رابطه هر نوع استفاده از امكانات و بودجه هاي دولتي در گذشته
و حال به شدت تكذيب مي شود و تسهيلاتي از قبيل استفاده از خدمات كاركنان
دولت نيز از سنخ همان دروغ هايي است كه مع الاسف اين روزها متاع بي بهاي
برخي مجريان گشته است. اسناد بودجه و منابع دولتي همگي در سازمانهاي دولتي
ذيربط موجود است. از اين رو بنياد باران از مدعيان مي خواهد چنانچه سندي
دال بر كمترين استفاده اين بنياد از امكانات دولتي در گذشته و حال در
اختيار دارند از انتشار آن دريغ نفرمايند تا سيه روي شود هر كه در او غش
باشد.
تغييرات اعمال شده در قانون جديد احزاب
محمود عباس زاده مشكيني
همچنين در خصوص پيش نويس قانون جديد احزاب گفت: قانون احزاب فعلي، مصوب
1360 است و هرچند در دوران خود از قوانين با ظرفيت و كارآمد بود ولي بعد از
نزديك به 30 سال همه كارشناسان با درنظر گرفتن نقاط قوت و ضعف آن به اين
نتيجه رسيدند كه اين قانون نيازمند تكميل و شفافيت بيشتري است.
وي در
گفت وگو با فارس ادامه داد: به دليل نياز، از سال 85 بحث بازنگري در اين
قانون مطرح شد و بعد از بررسي ها پيش نويسي براي اين قانون تهيه شد و اكنون
نيز بيش از 80درصد آن بررسي شده است.
دبير كميسيون ماده 10 احزاب در
خصوص ميزان تغييرات اعمالي تصريح كرد: اين قانون نسبت به قانون قبلي تغيير
زيادي نكرده و مبنا همان قانون قبلي است.
وي در خصوص مواد جديد اضافه
شده به پيش نويس قانون احزاب نيز گفت: در قانون فعلي علاوه بر احزاب سياسي،
تشكل هاي سياسي نيز از كميسيون ماده 10 احزاب مجوز مي گيرند و وظيفه نظارت
نيز برعهده اين كميسيون است.
مشكيني افزود: نظارت بر فعاليت تشكل ها يا
اقليت هاي ديني يا تشكل هايي مانند انجمن اسلامي كارخانجات در قانون قبلي
ديده شده بود ولي در قانون جديد به احتمال زياد نظارت بر تشكل ها بر ارگان
هايي نظير استانداري ها واگذار خواهد شد.
وي با ذكر اينكه در حال حاضر
تعداد تشكل هاي صنفي دو برابر تشكل هاي سياسي است، تصريح كرد: بايد به طور
طبيعي تشكل هاي سياسي از تشكل هاي صنفي جدا شوند و تشكلي كه مي خواهد صرفا
كار صنفي كند هرچند كه ممكن است فعاليت هاي مدني نيز داشته باشد ولي بخش
عظيمي از فعاليت تشكل هاي صنفي امور عادي است.
دبير كميسيون ماده 10
احزاب درباره ديگر تغييرات اعمال شده اظهار داشت: در ماده 16 قانون احزاب
فعلي تخلفاتي احصا شده است كه گروههاي داراي مجوز نبايد از آنها تخطي كنند و
همه اين تخلفات سياسي است و اگر تخلفي صنفي از تشكلي سر بزند قانون براي
آن پيش بيني نشده است.
وي ساير تغييرات را در شرايط صدور پروانه، شفافيت
مجوز تاسيس و شفاف شدن حقوق گروههاي سياسي ذكر كرد و ادامه داد: به طور
كلي گرانيگاه اين تغييرات اين است كه قانون در عين مهيا كردن بستر آزادي
فعاليتهاي سياسي احزاب بايد بتواند تضمين كننده شروط مورد نظر قانون اساسي
نيز باشد.
مشكيني افزود: براساس اصل 26 قانون اساسي، فعاليت احزاب به
شرطي آزاد است كه ناقض اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و
اساس جمهوري اسلامي نباشند.
هاآرتص هم كاخ سفيد را دست انداخت! (خبر ويژه)
در حالي كه مقام هاي دولت آمريكا براي مصارف داخلي مربوط به انتخابات
نوامبر و گريز از شكست تقريباً قطعي دموكرات ها در آن انتخابات، دائماً از
مؤثر بودن تحريم ها بر ايران و اجراي جدي آن توسط كشورها خبر مي دهند برخي
رسانه هاي صهيونيستي اين ادعا را به مسخره گرفتند.
يوسي ملمان نويسنده
مقالات مرتبط با امنيت ملي در روزنامه اسرائيلي هاآرتص ديروز در يادداشتي
در اين روزنامه نوشت تحريم ها عليه ايران حتي در اسرائيل هم جدي گرفته نمي
شود چه رسد به كشورهاي ديگر دنيا.
ملمان در يادداشت خود با اشاره به يك
نمونه جالب توجه از بي اعتنايي بخش تجاري اسرائيل به تحريم ها آورده است:
«هالدور تاپسو شركتي دانماركي و بين المللي است كه روابط تجاري گسترده اي
با ايران دارد. اين شركت در حال احداث دو پالايشگاه بزرگ اتانول در حوزه
گازي عظيم پارس جنوبي در ايران است. دولت آمريكا فهرستي از شركت هاي
آمريكايي و بين المللي را كه به توسعه اقتصاد ايران بويژه صنايع نفت و گاز
اين كشور منبع اصلي درآمد تهران كمك مي كنند جمع آوري مي كند. دولت آمريكا
در راستاي اين فعاليت خود شركت هالدور تاپسو را نيز زير نظر گرفته است.
ظاهراً اين شركت دانماركي در خصوص همكاري با ايران تنها نيست و صدها شركت
ديگر از دهها كشور در حوزه هاي مختلف با ايران داد و ستد تجاري دارند.
موضوع نگران كننده اين است كه شركت برق اسرائيل به شدت تلاش مي كند به شركت
هالدور تاپسو كه پيمانكار فرعي يك شركت آلماني معرفي شده است قراردادي به
ارزش پانصد ميليون شكل اسرائيل اعطا كند.»
وي در ادامه با تأكيد بر
اينكه عملاً تحريم عليه ايران آنطور كه آمريكا و اسرائيل مي خواهند اجرا
شدني نيست، مي نويسد: «قانوني در اسرائيل وجود دارد كه آشكارا اعلام مي كند
سرمايه گذاري بيش از 20ميليون دلار در شركت هايي كه با ايران داد و ستد
تجاري دارند ممنوع است. در عين حال اين قانون به اجرا درنمي آيد. حتي بدتر
از آن اينكه نهادي وجود ندارد كه به اين موضوع مهم رسيدگي كند. اين موضوع
به اطلاع دفتر بنيامين نتانياهو نخست وزير و عوزي اراد مشاور امنيت ملي
اسرائيل رسيد ولي اين دو كه در هر فرصتي تهديد ايران را براي موجوديت
اسرائيل يادآوري مي كنند كاري انجام نمي دهند. اگر اين موضوع علاقه مندي در
آنها ايجاد نمي كند پس چه موضوعي موجب علاقه مندي آنها مي شود.»
بسياري
از منابع آمريكايي هم در روزهاي گذشته گفته اند كه دولت اوباما موفق بودن
تحريم در اثرگذاري بر اراده هسته اي ايران را غيرممكن مي داند.
مقاله
روزنامه اسرائيلي هاآرتص اگر چه اعتراف به بي اثر بودن تحريم ها عليه ايران
اسلامي است ولي مي تواند هشداري براي مقامات كشورمان نيز تلقي شود و مراقب
باشند كه تلاش شركت برق اسرائيل- آنگونه كه در خبر هاآرتص آمده است- منجر
به مشاركت آن با شركت دانماركي مورد اشاره نشود.
پيرزن و شيرنارگيل و بقيه قضايا (خبر ويژه)
همسر كانديداي متوهم انتخابات 88 يك زنداني متهم به ارتباط با منافقين
را الگوي زنان ايران در آينده خواند.
زهره كاظمي معروف به زهرا رهنورد
كه نقش مهمي در عميق كردن توهمات همسرش در ماه هاي گذشته داشته با نگارش
نامه اي خطاب به بهاره هدايت او را خلاصه همه قهرمانان زن جهان خواند.
رهنورد
در نامه خود كه سايت كلمه آن را منتشر كرده نوشته است: « وقتي صدايت را از
پشت سيم هاي بي انتهاي تلفن و زيرچشم كنجكاو زندانبانان شنيدم باور كردم
كه تمام قهرمانان زن در سراسر جهان در وجود تو زندگي مي كنند.
و همچون
گذشته زنان ايران بر خود مي بالند كه با الگويي چون تو، در تولد سحرگاه
آزادي پيشتاز بوده اند.»!
رهنورد كه معلوم نيست به نمايندگي از كدام
دسته از زنان ايراني سخن مي گويد، در نامه خود هيچ اشاره اي به اين موضوع
نكرده است كه فردي كه او را به عنوان الگوي زنان ايران معرفي مي كند داراي
ارتباطات اثبات شده با منافقين و تروريست هايي بود كه دستشان به خون صدها
جوان ايران آلوده است و ملت ايران جنايات آنها و حمايت امثال موسوي و كروبي
از آن جنايات و جنايتكاران را هرگز از ياد نخواهد برد.
گفته مي شود
اخيرا يكي از زندانيان زن كه در آشوب هاي بعد از انتخابات بازداشت شده بود
طي نامه اي خطاب به زهرا رهنورد نوشته است: دلم مي خواهد شما را «مادر»
خطاب كنم! ولي مادر من تمام زندگي خود را به پاي من ريخت و از جان و جواني
خود براي آسايش دخترش مايه گذاشت. و هر وقت هم كه صداي او را در ملاقات و
يا در تماس تلفني مي شنوم از نذر و نياز و دعا و نماز براي آزادي من خبر مي
دهد. شما، اما، من و امثال من را براي ارضاي حس سيري ناپذير مطرح بودن خود
مي خواهيد. مادر رهنورد! اگر واقعا نگران سرنوشت من هستي لااقل به نشانه
اين نگراني، از آرايش غليظ كه با سن و سال بالاي شما مناسبتي هم ندارد، چشم
پوشي كن تا همه بدانند به خاطر زنداني بودن من حال و حوصله اي برايت
نمانده است! جواني را براي جوان ها بگذار! راستي صبحانه امروز چطور بود؟
آيا كيهان راست مي گويد كه بدون «شيرنارگيل» صبحانه نمي خوري؟
، نه، بالاخره چي؟! (خبر ويژه)
|